به نام حضرت دوست که هرچه داريم از اوست .
چه کنم تا تو بيايي غم دل با تو بگويم ره حق را بنمايي ، قدمي با تو بپويم
عمر بي حاصل خود را به تباهي گذراندم ولي با اين همه من باز ، نشان از تو بجويم
تپش قلب وجودم ضربان از تو بگيرد باز هم آتش عشقت ميهمان گشته به کويم
شيفتگان هر بامداد ، با ياد او سر از خواب برمي دارند و شبانگاهان از هجر روي او ديده تر مي سازند که اين ستاره تابان از پس پرده غيبت به در آيد و خاک مقدمش توتياي دلدادگان شود . حال که دلهاي مشتاقان در فراق و انتظار مقدم کسي مي طپد که شمع وجودش ، محفل آراي بزم وجود است و درياي جودش ، روح بخش هر موجود چه زيبنده است که انتظار را به زبان محدود نکرده و از جان و دل يعني با تک تک اعضاء و جوارح خود ظهورش را از حضرت حق عاجزانه مسئلت و در اين راه خلوص نيت ، عزمي راسخ ، معرفتي حقيقي و صبر و شکيبايي پس از ترک معصيت و ثابت قدمي در آن طريق و همچنين دين و ايمان و ارادة خود قلب خود را مطيع آن حضرت سازيم و حب آن که ولايتش بر ما واجب است را در خانة دل جاي داده ، بيزاري خود را از دشمنانش اعلام کنيم . با او پيمان ببنديم که تا ظهور حضرتش از پاي نخواهيم نشست و تا آخرين لحظه با زبان ، قلب ، عمل و تفکر خود او را ياري کرده و هرگز تنها نخواهيم گذاشت که اولين قدم در جوامع امروزي ما ، که بر هر فرد اعم از پير و جوان ، زن و مرد ، دانشجو و طلبه و . . . واجب و امري است حياتي ، احياي امر به معروف و نهي از منکر است که مدتهاست رنگ کهنگي به خود گرفته و همان است که به نظر اين جانب علاوه بر مشکلات ايجاد شده در جهان، ظهور آن حضرت را به تأخير انداخته است . به اميد آن روزي که اين فريضة واجب الاجرا و حياتي دوباره در جهان زنده شود از خداوند منان خواستاريم که با عنايت خود ، در آغاز خود حقيقي را به ما بشناسد و بعد از آن رسول و خاندان او را که با وجود اين ستارگان هدايت امام زمان (عج) خود را کاملاً درک کرده و مرگ ما به مرگ جاهليت نباشد .
انشاءالله

قابل توجه مخالفان تبری از دشمنان خدا و رسول که بذر نفاق را آن منافقان از صدر اسلام در دل امت اسلامی کاشتند و باعث و بانی خونریزی های متعدد و شیعه کشی گردیدند.
اللهم عذّبهم عذابا یستغیث منه اهل النار![]()
آمین


اِبن فَهّد الحِلي ، عن المولى السيد المرتضى العلامة بهاء الدين علي بن عبد الحميد النسابة بإسناده إلى المُعلّى بن خُنَيس، عن الصادق (عليه السلام):
إِنَّ يَومَ النيروز هو اليومُ الذي أَخذَ فيه النبيِ (صلى الله عليه و آله و سلم) لِأمير المؤمنين (عليه السلام) العهدَ بِغديرِ خُم فَأقروا لَه بِالوِلايةِ فَطوبَى لِمَن ثَبتَ عَلَيها وَ الوَيلُ لِمَن نَكَثَها،
وَ هُو اليومُ الذي وَجَّهَ فِيهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله و سلم) عَلِيَّا (عليه السلام) إلى واديِ الجنِّ فَأخذَ عَلَيهِم العُهودَ وَ المَواثِيقَ ،
وَ هُو اليَومُ الذي ظَفَرَ فِيهِ بِأهل النَهرَوان،
وَ هُو اليومُ الذي يَظهَرُ فِيهِ قَائِمُنا أهلَ البيتِ وَ وُلاةُ الأَمرِ وَ يَظفَرُهُ اللهُ تَعالى بِالدَّجّالِ فَيَصلبُهُ عَلَى كِناسَةِ الكُوفَة
وَ مَا مِن يَومِ نوروزٍ إلا نَحنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الفَرجَ لِأنَّهُ مِن أَيّامِنا حَفَظَتهُ الفُرسُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ
وَ هُو أولُ يَومٍ مِن سَنَةِ الفُرسِ
قال المعلى: وَ أَملَى عَلَيَّ ذَلِكَ وَ كَتَبْتُهُ مِن إِمْلَائِهِ.
وَ عَن المُعَلَّى أيضاً قال:
دَخَلتُ عَلى أَبي عَبدِ الله (عليه السلام) فِي صَبيحَةِ يَومِ النِّيروز
فَقال [عليه السلام] : يَا مُعَلَّى أَتَعرِفُ هَذا اليَومَ؟
قُلتُ: لا، لكنَّهُ يَومٌ يَعظِمُهُ العَجَم، يَتَبارَكُ فِيهِ،
قَال: كَلّا وَ البَيتِ العَتيقِ الذي بِبَطنِ مَكَةَ مَا هَذا اليومِ إلا لِأمرٍ قَديمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتى تَعلَمَهُ،
قُلتُ: تَعَلُّمي هَذا مِن عِندِك أَحَبُّ إلَيَّ مِن أَن أَعِيشَ أَبَداً وَ يَهلِكُ اللهُ أَعداءَكُم
قَال: يَا مُعلى يَوم النيروز هُو اليَوم الذي أَخذَ اللهُ مِيثاقَ العِبادِ أن يَعبُدُوهُ وَ لا يُشرِكُوا بِهِ شَيئاً وَ أن يَدينُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أولِيائِهِ،
وَ هُو أولُ يَومٍ طَلَعَت فِيهِ الشَّمسُ وَ هَبَت فِيهِ الرِياحُ اللَواقِحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهرَةُ الأرضِ،
وَ هُوَ اليومُ الذي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفينَةُ نوح (عليه السلام) عَلَى الجُودي،
وَ هُو اليومُ الذي هَبَطَ فِيهِ جِبرئيل (عليه السلام) عَلَى النَّبي (صلى الله عليه و آله و سلم)،
وَ هُو اليومُ الذي كَسَرَ فِيهِ إبراهيم (عليه السلام) أَصنامَ قَومِهِِ،
وَ هُو اليومُ الذي حَمَلَ فِيهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله و سلم) أميرَ المؤمنين (عليه السلام) عَلَى مَنكَبَيهِ حَتى رَمَى أصنامَ قُرَيشِ مِن فَوقِ البَيتِ الحَرامِ وَ هَشَمَهَا، الخبر بطوله (2) .
امام صادق عليه السلام ميفرمايد: نوروز روزيست كه در آن پيامبر صلي الله عليه و آله براي حضرت علي عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آنانكه آنجا بودند به ولايت آن حضرت اقرار كردند و خوشا به حال كسي كه آن را نگهداشت و بدا به حال كسي كه آن را زير پا نهاد.
نوروز روزيست كه در آن پيامبر صلي الله عليه و آله حضرت علي عليه السلام را با وادي جنيان مواجه كرد و از آنان ميثاق گرفت.
نوروز روزيست كه در آن علي عليه السلام در جنگ نهروان پيروز گشت
نوروز روزيست كه در آن قائم ما اهل بيت ظاهر ميشود و خداوند او را بر دجال پيروز ميسازد
و نوروزي نيست كه ما در آن منظر فرج نباشيم چرا كه آن روز از براي ماست.
ايرانيان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بين برديد.
و اين [نوروز] اولين روز سال [براي] ايرانيان است.
معلي ميگويد: حضرت [اين مطالب را بر من] املاء كردند و من نوشتم.
و نيز معلَّي ميگويد:
در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم
امام برمن فرمودند: معلي! آيا ميداني امروز چه روزيست؟!
عرض كردم: نخير، ولي [همينقدر ميدانم] روزيست كه ايرانيان آن را روز بزرگي ميدانند و گرامياش داشته و در آن روز بر هم تبريك ميگويند.
امام فرمودند: قسم به خانه خدا كه اين روز براي امر بزرگي است كه آن را برايت شرح ميدهم تا بداني.
عرض كردم: يادگيري اين مطب برايم دوستداشتنيتر از اين است كه عمري جاودان يابم؛ خداوند دشمنان شما را نابود سازد.
امام فرمودند: معلي! نوروز روزيست كه خداوند در آن از انسان پيمان گرفت كه او را بپرستند و برايش شريك قائل نشوند و به دين فرستادگانش گروند.
نوروز روزيست كه خورشيد براي اولين بار طلوع كرد و بادهاي بارور ساز وزيد و گلهاي زمين آفريده شد.
نوروز روزيست كه كشتي حضرت نوح [كه سلام خدا بر پيامبر ما و خاندانش و بر او باد] [بعد از طوفان ] بر فراز كوه جودي ساحل گرفت.
نوروز روزيست كه فرشته وحي، جبرائيل عليه السلام بر پيامبر اسلام نازل شد
نوروز روزيست كه حضرت ابراهيم بتهاي قوم خود را شكست
و نوروز روزيست كه پيامبر اكرم حضرت علي عليه السلام را بر دوش خود بلند كرد تا بتهاي قريش را درانداخته و درهم شكند.
_____________________________________
بحار الأنوار : 56 / 119 .

در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس و نگارش عشقی که خودم هم نمیتوانم آن را بیان کنم.
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آوارهی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه میرسم، متوجّه میشوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستیهایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیهی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه میکنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی میبینم و بارقههای امید در وجودم شعلهور میشود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختیها و نا ملایمات نترسید.




