گویند در چشم علی سیل دشمن بود پیدا...
فاطمه آنجا نبود ...


... ساعتی از روز نگذشته بود.در محل كارم نشسته بودم که از یکی از غزیزانم پيامي به دستم رسيد.پيام ناقص بود و من نفهيدم منظور ايشان از اين پيام چيست ، تا اينكه حدود ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر سيل پيامهاي تسليت و ابراز ناراحتي و غم دوستداران اهل بيت (عليهم السلام) به ويژه امام عصر(ارواحنافداه) بود كه به دستم ميرسيد . تازه آن هنگام بود كه فهميدم چه شده و چه مصيبتي رخ داده است...
اشک از مژگان من آویخته با نفسهایم غمی آمیخته
ایستاده مهدی صاحب زمان پای آن گلدسته های ریخته...
...اي كاش زمين دهان باز ميكرد...اي كاش آسمان خون ميگريست...اي كاش زنده نمي بوديم كه اينهمه غربت و تنهايي پدر را تحمل كنيم،و اي كاش...
پس حال كه از ما جز دعا براي ظهور آن يگانه ي دوران و اميد قلب شكسته ي مادرمظلومان كاري ديگر ساخته نيست،دستان خود را عاجزانه و از روي نياز به درگاه خالق بي نيازدراز نموده و ظهور حضرتش را خواستار مي شويم.
اللهم عجل لوليك الفرج






