تبليغاتX
قاصدکهای ظهور


+ نوشته شده در  سه شنبه 12 آذر1387ساعت 9:51 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

 زیبا نگارم!
می‌دانم زندگی بی تو مزه ندارد، رنگ ندارد، بی حس و حال است، به ناکجا آباد می‌رسد. هر چه می‌کنم به تو نزدیک‌تر شوم، این اراده‌ی ضعیف نمی‌گذارد. اصلاً نمی‌دانم چرا به این راه کشیده شدم، مگر چه داشتم؟ هر قدر می‌اندیشم عقلم به جایی قد نمی‌دهد الّا یک چیز؛ دعای پدر و مادر. آخر ما معتقدیم دعای پدر و مادر حرف ندارد، رد خور ندارد.
آقاجان توانی به من بده، دوست دارم زندگیم وقف شما باشد، دلم بی شما مردنی ست، به خدا می‌میرد. کسی که دل نداشته باشد آدم نیست، اصلاً یک مرده‌ی متحرّک است. هر وقت با شما هستم، آن روزم عید است. چه می‌شد که همه‌ی روزها عیدم می‌بود، دیگر هیچ غمی در عالم نداشتم.
این را باید بگویم که من مدیون آقایی هستم که شما هم می‌شناسیدش، خوب هم می‌شناسیدش، نامش با غربت و مظلومیت پیوند خورده، امام حسین علیه‌السّلام، ایشان بودند که مرا با شما آشنا کردند.
خاک عالم بر سرم! نتوانستم خوبی‌های شما را بسیار بسیار کم هم که شده جبران کنم. نکند از من خسته شده باشيد. به جان همین حسین دستم را رها نکنید!


+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 9:20 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

              امام زمان (عج):

ما در رسیدگی به امور شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم که اگر چنین بود؛ سختی های شدیدی بر شما وارد می شد و دشمنان،شما را ریشه کن می ساختند

احتجاج،ج2،ص323


+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 8:43 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 8:26 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
گفت و شنود با يار

گفتم به دل سلامي از جان به دوست دادن
گفتا خوشـــــا جوابي از لعل او شـــــنيدن

گفتم گذر زكويش ما را ســـــــعادت آرد
گفتا كرم زايــــشان خواهد به ما رســـــيدن

گفتم ستم فراوان از هر طرف بيــــــامد
گفتا كه درد وغمها بايـد بـــسي كشــــــيدن

گفتم زهجرجانان از درد وغــم خميدم
گفتا عجب صــــــفايي بايد كه آرمـــــيدن

گفتم شود زماني چشمم كنم ســــرايش
گفتا نما دعـــــايي خواهد به او رســــيدن

گفتم كه عـــشق يارم لبريز كرده جــانم
گفتا زنور ايشـــــــان ما را چو آفريـــــدن

گفتم فــــداي نازت نازم به تو عـــزيزم
گفتا برتر زجــــانست نازي زاو خـــــريدن

گفتم به انتظارم من جــان نثــــار يارم
گفتازاو اشـــــــارت ازما به سردويــــــدن

گفتم كه در نهايت شايد كند نگاهـــــي
گفتا خوشست آن دم از اين قفس پريــــدن

گفتم كه روي ماهش يك لحظه گرببينم
گفتا چوخوشگوارست آن لحظه پركــشيدن

گفتم قـــسم به مولا از درگهــــش مرانم
گفتا نشين به راهش رخســار او بديـــــدن


+ نوشته شده در  جمعه 9 آذر1386ساعت 7:50 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
 

«بسم الله الرئوف»

 

 السلام علیک یا بقیه الله فی ارضه

 

آقاي من!
مولاي غريب و تنهاي من!
پدر مهربان اهل عالم!
مي خواهم غربتت را حكايت كنم؛ غربتي كه دوازده قرن است ريشه دوانيده؛ غربتي كه اشك آسمان و زمين را جاري ساخته؛ غربتي كه حتي براي برخي محبانت، غريب و ناشناخته است؛ غربتي كه اجداد طاهرينت پيش از تولد تو بر آن گريسته‌اند.

من از تصوير اين غربت و غم ناتوانم.

 

تک سوار غریبم!
نمیدانم از کدامین درد باید بگویم. نمیدانم از خود شکوه کنم یا مردمان؟! نمیدانم ازدوریت بنالم یا ندیدنت؟! از چشمانم گلایه کنم که تاب دیدارت را ندارند؟! یا از پرده‌ای که حصار غیبتت شدست؟!

 

گل نرگسم...
از آناني بگويم كه خاطر شريف تو را مي آزارند؟ یا از آنها كه دستان پدرانه و مهربانت را خون‌ريز معرفي مي كنند؟ از آنها كه چنان برق شمشيرت را به رخ مي كشند كه حتي دوستانت را از ظهورت مي‌ترسانند؟ از آنها كه تو را به دور دست‌ها تبعيدمي كنند؟ یا از آنها كه تو را دست نيافتني جلوه مي‌دهند؟ یا از آنها كه به نام تو مردم را به دكه هاي خويش فرا مي خوانند؟

 

فدای غربتت آقا...
کاش میدیدیم و بهاری می‌شدیم. کاش دست از عادت می شستیم و به نبودنت اینچنین خو نمیکردیم...

 

یا اباصالح المهدی ادرکنا

                                                                                                           برگرفته از سایت نرگس


+ نوشته شده در  دوشنبه 29 مرداد1386ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

شعـــبان شد و پیک عشـق از راه آمد       عطــــر نفــــس بقیــــــــة الله آمـــــــد...

 

فرارسیدن ماه شعبان و اعیاد بزرگ این ماه عزیز رو

تبریک عرض می کنم


+ نوشته شده در  چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت 11:28 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

 دعا و نیایش

شب سيزدهم

مستحب است در هر يك از ماه رجب و شعبان و رمضان، در شب سيزدهم دو ركعت نماز اقامه شود که در هر ركعت حمد يك مرتبه و يس و تَبارَكَ المُلْكُ و توحيد خوانده شود و در شب چهاردهم چهار ركعت یعنی دو نماز دو رکعتی به همان كيفيّت و در شب پانزدهم شش ركعت به سه سلام به همان كيفيّت . از حضرت صادق عليه السلام روایت است كه هر كس این اعمال را انجام دهد همه فضایل اين سه ماه را دريابد و همه گناهانش غير از شرك آمرزيده شود.

 

روز سيزدهم

اول روز از ايام البيض است و ثواب بسيارى براى روزه اين روز و دو روز بعد وارد شده و اگر كسى قصد انجام  اعمال اُمّ داوُد را دارد بايد اين روز را روزه بگيرد و در اين روز بنا بر قول مشهور بعد از سى سال از عام الفيل ولادت با سعادت حضرت اميرالمؤ منين علی عليه السلام در ميان كعبه مُعَظَّمه واقع شده است .

 

اعمال شب نيمه ماه رجب

شب نیمه ماه رجب، شب شريفى است و در آن انجام چند عمل ذکر شده است:

1- غسل

2- احياء آن شب به عبادت.

3- زيارت امام حسين عليه السلام . (اگر از نزدیک میسر نشد از دور زیارت شود )

4- شش ركعت نماز كه در شب سيزدهم ذكر شد.

5- اقامه سى ركعت نماز که در هر ركعت حمد و ده مرتبه سوره توحيد قرائت شود. اين نماز را سيد بن طاووس از حضرت رسول اکرم صَلَّى اللهِ عليه و آله نقل كرده است که فضيلت بسيار دارد.

6- دوازده ركعت نماز که هر دو ركعت به يك سلام ختم می‌شود که در هر ركعت هر يك از سوره‌های حمد، توحيد، فلق، ناس، آية الكرسى و قَدْر چهار مرتبه قرائت شود. و بعد از سلام چهار مرتبه گفته شود:

"اَللهُ اَللهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَلا اَتَّخِذُ مِنْ دُونِه وَلِيّا". و پس از اتمام نماز، اقامه کننده آن، هر حاجتی که دارد را از خداوند متعال درخواست کند. اين نماز را سيّد بن طاووس از امام صادق عليه السلام روايت كرده است.

ولكن شيخ در مصباح ذکر کرده که داود بن سرحان از حضرت صادق عليه السلام روایت کرده كه ایشان فرمود:

در شب نيمه رجب دوازده ركعت نماز اقامه کنید که در هر ركعت حمد و سوره یکبار تلاوت شود و پس از اتمام نماز، سوره‌های حمد و معوذتين و سوره اخلاص و آية الكرسى را چهار مرتبه تلاوت می‌کنید و سپس  ذکر «سُبْحانَ اللهِ وَالْحَمْدُ لِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللهُ وَاللهُ اَكْبَرُ » چهار مرتبه گفته شود . پس از آن ذکر «اَللهُ اَللهُ رَبّى لا اُشْرِكُ بِهِ شَيْئا وَ ما شاَّءَ اللهُ لا قُوَّةَ اِلاّ بِاللهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ» گفته شود.

اتجام این عمل برای شب بيست و هفتم رجب نیز توصیه شده است .

دعا و نیایش

اعمال روز نيمه رجب

این روز، روز مباركى است و برای آن روز انجام چند عمل توصیه شده است:

1- غسل .

2- زيارت حضرت امام حسين عليه السلام . از ابن ابى بصير نقل شده است كه گفت از امام رضا عليه‌السلام پرسیدم كه در چه ماهی امام حسين عليه السلام را زيارت كنيم؟

حضرت فرمودند: در نيمه رجب و نيمه شعبان.

3- اقامه نماز سلمان به نحوي كه در روز اوّل گذشت

4- اقامه چهار ركعت نماز که دو تا دو رکعتی خوانده شود

. و بعد از سلام دست خود را بلند كند و بگويد:

«اَللّهُمَّ يا مُذِلَّ كُلِّ جَبّارٍ ؛ وَ يا مُعِزَّ الْمُؤْمِنينَ اَنْتَ كَهْفى حينَ تُعْيينِى الْمَذاهِبُ؛ وَ اَنْتَ بارِئُ خَلْقى رَحْمَةً بى وَ قَدْ كُنْتَ عَنْ خَلْقى غَنِيّاً وَ لَوْ لا رَحْمَتُكَ لَكُنْتُ مِنَ الْهالِكينَ وَ اَنْتَ مُؤَيِّدى بِالنَّصْرِ عَلى اَعْداَّئى وَ لَوْ لا نَصْرُكَ

اِيّاىَ لَكُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحينَ يا مُرْسِلَ الرَّحْمَةِ مِنْ مَعادِنِها  وَ مُنْشِئَ الْبَرَكَةِ مِنْ مَواضِعِها يا مَنْ خَصَّ نَفْسَهُ بِالشُّمُوخِ وَالرِّفْعَةِ فَاَوْلِياَّؤُهُ بِعِزِّهِ يَتَعَزَّزُونَ وَ يا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوكُ نيرَ الْمَذَلَّةِ عَلى اَعْناقِهِمْ فَهُمْ مِنْ سَطَواتِهِ خاَّئِفُونَ اَسئَلُكَ بِكَيْنُونِيَّتِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ كِبْرِياَّئِكَ وَ اَسئَلُكَ بِكِبْرِياَّئِكَ الَّتِى اشْتَقَقْتَها مِنْ عِزَّتِكَ وَ اَسئَلُكَ بِعِزَّتِكَ الَّتِى اسْتَوَيْتَ بِها عَلى عَرْشِكَ فَخَلَقْتَ بِها جَميعَ خَلْقِكَ فَهُمْ لَكَ مُذْعِنُونَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ اَهْلِ بَيْتِهِ .

روايت شده است كه هر کسی که غمى دارد اگر این دعا را بخواند خداوند او را از اندوه و غم آسايش بخشد .

باران رحمت الهی

عمل امّ داود

5- عمل امّ داود كه عمده اعمال اين روز است و براى برآمدن حاجات و برطرف شدن غصه‌ها و دفع ظلم ظالمان مؤثّر است و كيفيت آن بنا بر آنچه در مصباح شيخ است آنست كه وقتی که فردی بخواهد اين عمل را بجا آورد، روز سيزدهم و چهاردهم و پانزدهم را روزه بگیرد. و در روز پانزدهم نزدیک ظهر غسل كند و وقت  زوال ظهر، نماز ظهر و عصر را بجا آورد در حالتي كه ركوع و سجودشان را نيكو انجام دهد و در مکانی خلوت قرار بگیرد كه چيزى او را مشغول نسازد و کسی با او سخن ننمايد. وقتی نماز به اتمام رسید رو به قبله بنشیند كند و صد مرتبه سوره حمد، صد مرتبه سوره اخلاص، و ده مرتبه آية الكرسى را قرائت کند. سپس سوره‌های انعام، بنى‌اسرائيل، كهف، لقمان، يس، صافّات، حَّم سجده، حَّمعَّسَّق، حَّم دخان، فتح، واقعه، مُلْك، نَّ وَ اِذَا السَّماَّءُ انْشَقَّتْ و تا آخر قرآن را قرائت کند و پس از اتمام در حالی که رو به قبله است دعای ذیل را نجوا کند . 

صَدَقَ اللهُ الْعَظيمُ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ ذُو الْجَلالِ وَالاِْكْرامِ الرَّحْمنُ الرَّحيمُ الْحَليمُ الْكَريمُ الَّذى لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ الْبَصيرُ الْخَبيرُ شَهِدَ اللهُ اَنَّهُ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ وَالْمَلاَّئِكَةُ وَ اُولوُا الْعِلْمِ قاَّئِماً بِالْقِسْطِ لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الْعَزيزُ الْحَكيمُ . وَ بَلَّغَتْ رُسُلُهُ الْكِرامُ وَ اَنَا عَلى ذلِكَ مِنَ الشّاهِدين.

َ اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ وَ لَكَ الْمَجْدُ وَ لَكَ الْعِزُّ وَ لَكَ الْفَخْرُ وَ لَكَ الْقَهْرُ وَ لَكَ النِّعْمَةُ وَ لَكَ الْعَظَمَةُ وَ لَكَ الرَّحْمَةُ وَ لَكَ الْمَهابَةُ وَ لَكَ السُّلْطانُ وَ لَكَ الْبَهاَّءُ وَ لَكَ الاِْمْتِنانُ وَ لَكَ التَّسْبيحُ وَ لَكَ التَّقْديسُ وَ لَكَ التَّهْليلُ وَ لَكَ التَّكْبيرُ وَ لَكَ ما يُرى وَ لَكَ مالا يُرى وَ لَكَ ما فَوْقَ السَّمواتِ الْعُلى وَ لَكَ ما تَحْتَ الثَّرى وَ لَكَ الاْرَضُونَ السُّفْلى وَ لَكَ الاْخِرَةُ

وَالاُْولى وَ لَكَ ما تَرْضى بِهِ مِنَ الثَّناَّءِ وَالْحَمْدِ وَالشُّكرِ وَالنَّعْماَّءِ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى جَبْرَئيلَ اَمينِكَ عَلى وَحْيِكَ وَالْقَوِىِّ عَلى اَمْرِكَ وَالْمُطاعِ فى سَمواتِكَ وَ مَحالِّ كَراماتِكَ الْمُتَحَمِّلِ لِكَلِماتِكَ النّاصِرِ لاَِنْبِياَّئِكَ الْمُدَمِّرِ لاِعْداَّئِكَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى ميكائيلَ مَلَكِ رَحْمَتِكَ وَالْمَخْلُوقِ لِرَاءْفَتِكَ وَالْمُسْتَغْفِرِ الْمُعينِ لاِهْلِ طاعَتِكَ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اِسْرافيلَ حامِلِ عَرْشِكَ وَ صاحِبِ الصُّورِ الْمُنْتَظِر لاِمْرِكَ الْوَجِلِ الْمُشْفِقِ مِنْ خيفَتِكَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى حَمَلَةِ الْعَرْشِ الطّاهِرينَ وَ عَلىَ السَّفَرَةِ الْكِرامِ الْبَرَرَةِ الطَّيِّبينَ وَ عَلى مَلاَّئِكَتِكَ الْكِرامِ الْكاتِبينَ وَ عَلى مَلاَّئِكَةِ الْجِن انِ وَ خَزَنَةِ النّيرانِ وَ مَلَكِ الْمَوْتِ وَالاْعْوانِ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اَبينا آدَمَ

بَديعِ فِطْرَتِكَ الَّذى كَرَّمْتَهُ بِسُجُودِ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَبَحْتَهُ جَنَّتَكَ اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى اُمِّنا حَوّاَّءَ الْمُطَهَّرَةِ مِنَ الرِّجْسِ الْمُصَفّاتِ مِنَ الدَّنَسِ الْمُفَضَّلَةِ مِنَ الاِْنْسِ الْمُتَرَدِّدَةِ بَيْنَ مَحالِّ الْقُدُْسِ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى هابيلَ وَ شَيْثٍ وَ اِدْريسَ وَ نُوحٍ وَ هُودٍ وَ صالِحٍ وَ اِبْراهيمَ وَ اِسْماعيلَ وَ اِسْحقَ وَ يَعْقُوبَ وَ يُوسُفَ وَالاْسْباطِ وَ لُوطٍ وَ شُعَيْبٍ وَ اَيُّوبَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ يُوشَعَ وَ ميشا وَالْخِضْرِ وَ ذِى الْقَرْنَيْنِ وَ يُونُسَ وَ اِلْياسَ وَالْيَسَعَ وَ ذِى الْكِفْلِ وَ طالُوتَ وَ داوُدَ و َسُلَيْمانَ وَ زَكَرِيّا وَ شَعْيا وَ يَحْيى وَ تُورَخَ وَ مَتّى وَ اِرْمِيا وَ حَيْقُوقَ وَ دانِيالَ وَ عُزَيْرٍ وَ عيسى وَ شَمْعُونَ وَ جِرْجيسَ وَالْحَوارِيّينَ وَالاْتْباعِ وَ خالِدٍ وَ حَنْظَلَةَ وَ لُقْمانَ . اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ وَ رَحِمْتَ وَ بارَكْتَ عَلى اِبْرهيمَ وَ آلِ اِبْرهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ .

اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى الاْوْصِياَّءِ وَالسُّعَداَّءِ وَالشُّهَداَّءِ وَ اَئِمَّةِ الْهُدى اَللّهُمَّ صَلّ عَلَى الاْبْدالِ وَالاْوْتادِ وَالسُّيّاحِ وَالْعُبّادِ وَالْمُخْلِصينَ وَالزُّهّادِ وَ اَهْلِ الجِدِّ وَالاِْجْتِهادِ وَاخْصُصْ مُحَمَّداً وَ اَهْلَ بَيْتِهِ بِاَفْضَلِ صَلَواتِكَ وَ اَجْزَلِ كَراماتِكَ وَ بَلِّغْ رُوحَهُ وَ جَسَدَهُ مِنّى تَحِيَّةً وَ سَلاماً وَزِدْهُ فَضْلاً وَ شَرَفاً وَ كَرَماً حَتّى تُبَلِّغَهُ اَعْلى دَرَجاتِ اَهْلِ الشَّرَفِ مِنَ النَّبِيّينَ وَالْمُرْسَلينَ وَالاْفاضِلِ الْمُقَرَّبينَ اَللّهُمَّ وَ صَلِّ عَلى مَنْ سَمَّيْتُ وَ مَنْ لَمْ اُسَمِّ مِنْ مَلاَّئِكَتِكَ وَ اَنْبِي اَّئِكَ وَ رُسُلِكَ وَ اَهْلِ طاعَتِكَ وَ اَوْصِلْ صَلَواتى اِلَيْهِمْ وَ اِلى اَرْواحِهِمْ وَاجْعَلْهُمْ اِخْوانى فيكَ وَ اَعْوانى عَلى دُعاَّئِكَ . اَللّهُمَّ اِنّى اَسْتَشْفِعُ بِكَ اِلَيْكَ وَ بِكَرَمِكَ اِلى كَرَمِكَ و َبِجُودِكَ اِلى جُودِكَ وَ بِرَحْمَتِكَ اِلى رَحْمَتِكَ وَ بِاَهْلِ طاعَتِكَ اِلَيْكَ وَ اَسئَلُكَ الّلهُمَّ بِكُلِّ ما سَئَلَكَ بِهِ اَحَدٌ مِنْهُمْ مِنْ مَسْئَلَةٍ شَريفَةٍ غَيْرِ مَرْدُودَةٍ وَ بِما دَعَوْكَ بِهِ مِنْ دَعْوَةٍ مُجابَةٍ غَيْرِ مُخَيَّبَةٍ يااَللهُ يا رَحْمنُ يا رَحيمُ يا حَليمُ يا كَريمُ يا عَظيمُ يا جَليلُ يا مُنيلُ يا جَميلُ يا كَفيلُ يا وَكيلُ يا مُقيلُ يا مُجيرُ يا خَبيرُ يا مُنيرُ يا مُبيرُ يا مَنيعُ يا مُديلُ يا مُحيلُ يا كَبيرُ يا قَديرُ يا بَصيرُ يا شَكُورُ يا بَرُّ يا طُهْرُ يا طاهِرُ يا قاهِرُ يا ظاهِرُ يا باطِنُ يا ساتِرُ يا مُحيطُ يا مُقْتَدِرُ يا حَفيظُ يا مُتَجَبِّرُ يا قَريبُ يا وَدُودُ يا حَميدُ يا مَجيدُ يا مُبْدِئُ يا مُعيدُ يا شَهيدُ يا مُحْسِنُ يا مُجْمِلُ يا مُنْعِمُ يا مُفْضِلُ يا قابِضُ يا باسِطُ يا هادى يا مُرْسِلُ يا مُرْشِدُ يا مُسَدِّدُ يا مُعْطى يا مانِعُ يا دافِعُ يا رافِعُ يا باقى يا واقى يا خَلاّقُ يا وَهّابُ يا تَوّابُ يا فَتّاحُ يا نَفّاحُ يا مُرْتاحُ يا مَنْ بِيَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ يا نَفّاعُ يا رَؤُفُ يا عَطُوفُ يا كافى يا شافى يا مُعافى يا مُكافى يا وَفِىُّ يا مُهَيْمِنُ يا عَزيزُ يا

جَبّارُ يا مُتَكَبِّرُ يا سَلامُ يا مُؤْمِنُ يا اَحَدُ يا صَمَدُ يا نُورُ يا مُدَبِّرُ يا فَرْدُ يا وِتْرُ يا قُدُّوسُ يا ناصِرُ يا مُونِسُ يا باعِثُ يا وارِثُ يا عالِمُ يا حاكِمُ يا بادى يا مُتَعالى يا مُصَوِّرُ يا مُسَلِّمُ يا مُتَحَبِّبُ يا قاَّئِمُ يا داَّئِمُ يا عَليمُ يا حَكيمُ يا جَوادُ يا بارِىءُ يا باَّرُّ يا ساَّرُّ يا عَدْلُ يا فاصِلُ يا دَيّانُ يا حَنّانُ يا مَنّانُ يا سَميعُ يا بَديعُ يا خَفيرُ يا مُعينُ يا ناشِرُ يا غافِرُ يا قَديمُ يا مُسَهِّلُ يا مُيَسِّرُ يا مُميتُ يا مُحْيى يا نافِعُ يا رازِقُ يا مُقْتَدِرُ يا مُسَبِّبُ يا مُغيثُ يا مُغْنى يا مُقْنى يا

خالِقُ يا راصِدُ يا واحِدُ يا حاضِرُ يا جابِرُ يا حافِظُ يا شَديدُ يا غِياثُ يا عاَّئِدُ يا قابِضُ يا مَنْ عَلا فَاسْتَعْلى فَكانَ بِالْمَنْظَرِ الاْعْلى يا مَنْ قَرُبَ فَدَنا وَ بَعُدَ فَنَاى وَ عَلِمَ السِّرَّ وَ اَخْفى يا مَنْ اِلَيْهِ التَّدْبيرُ وَ لَهُ الْمَقاديرُ وَ يا مَنِ الْعَسيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسيرٌ يا مَنْ هُوَ عَلى ما يَشاَّءُ قَديرٌ يا مُرْسِلَ الرِّياحِ يا فالِقَ الاِْصْباحِ يا باعِثَ الاْرْواحِ يا

ذَاالْجُودِ وَالسَّماحِ يا راَّدَّ ما قَدْ فاتَ يا ناشِرَ الاْمْواتِ يا جامِعَ الشَّتاتِ يا رازِقَ مَنْ يَشاَّءُ بِغَيْرِ حِسابٍ وَ يا فاعِلَ ما يَشاَّءُ كَيْفَ يَشاَّءُ وَ يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا حَىُّ يا قَيُّومُ يا حَيّاً حينَ لا حَىَّ يا حَىُّ يا مُحْيِىَ الْمَوْتى يا حَىُّ لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ بَديعُ السَّمواتِ وَالاَْرْضِ يا اِلهى وَ سَيِّدى صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَارْحَمْ مُحَمَّداً وَ آلَ مُحَمَّدٍ وَ بارِكْ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ كَما صَلَّيْتَ وَ بارَكْتَ وَ رَحِمْتَ عَلى اِبْرهيمَ وَ آلِ اِبْرهيمَ اِنَّكَ حَميدٌ مَجيدٌ وَارْحَمْ ذُلىّ وَ فاقَتى وَ فَقْرى وَانْفِرادى وَ وَحْدَتى وَ خُضُوعى بَيْنَ يَدَيْكَ وَاعْتِمادى عَلَيْكَ وَ تَضَرُّعى اِلَيْكَ اَدْعُوكَ دُعاَّءَ الْخاضِعِ

دعا و نیایش

الذَّليلِ الْخاشِعِ الْخاَّئِفِ الْمُشْفِقِ الْباَّئِسِ الْمَهينِ الْحَقيرِ الْجائِعِ الْفَقيرِ الْعاَّئِذِ الْمُسْتَجيرِ الْمُقِرِّ بِذَنْبِهِ الْمُسْتَغْفِرِ مِنْهُ الْمُسْتَكينِ لِرَبِّهِ دُعاَّءَ مَنْ اَسْلَمَتْهُ ثِقَتُهُ وَ رَفَضَتْهُ اَحِبَتُّهُ وَ عَظُمَتْ فَجيعَتُهُ دُعاَّءَ حَرِقٍ حَزينٍ ضَعيفٍ مَهينٍ باَّئِسٍ مُسْتَكينٍ بِكَ مُسْتَجيرٍ اَللّهُمَّ وَ اَسئَلُكَ بِاَنَّكَ مَليكٌ وَ اَنَّكَ ما تَشاَّءُ مِنْ اَمْرٍ يَكُونُ وَ اَنَّكَ عَلى ما تَشاَّءُ قَديرٌ

وَ اَسئَلُكَ بِحُرْمَةِ هذَا الشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْبَيْتِ الْحَرامِ وَالْبَلَدِ الْحَرامِ وَالرُّكْنِ وَالْمَقامِ وَالْمَشاعِرِالْعِظامِ وَ بِحَقِّنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِ وَ آلِهِ السَّلامُ يا مَنْ وَهَبَ لاِدَمَ شَيْثاً وَ لاِِبْراهيمَ اِسْماعيلَ وَ اِسْحاقَ وَ يا مَنْ رَدَّ يُوسُفَ عَلى يَعْقوُبَ وَ يا مَنْ كَشَفَ بَعْدَ الْبَلاَّءِ ضُرَّ اَيُّوبَ يا راَّدَّ مُوسى عَلى اُمِّهِ وَ زاَّئِدَ الْخِضْرِ فى عِلْمِهِ وَ يا مَنْ وَهَبَ لِداوُدَ

سُلَيْمانَ وَ لِزَكَرِيّا يَحْيى وَ لِمَرْيَمَ عيسى يا حافِظَ بِنْتِ شُعَيْبٍ وَ يا كافِلَ وَلَدِ اُمِّ مُوسى اَسئَلُكَ اَنْ تُصَلِّىَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اَنْ تَغْفِرَ لِى ذُنُوبى كُلَّها وَ تُجيرَنى مِنْ عَذابِكَ وَ تُوجِبَ لى رِضْوانَكَ وَ اَمانَكَ وَ اِحْسانَكَ وَ غُفْرانَكَ وَ جِنانَكَ وَ اَسئَلُكَ اَنْ تَفُكَّ عَنّى كُلَّ حَلْقَةٍ بَيْنى وَ بَيْنَ مَنْ يُؤْذينى وَ تَفْتَحَ لى كُلَّ بابٍ وَ تُلَيِّنَ لى كُلَّ

صَعْبٍ وَ تُسَهِّلَ لى كُلَّ عَسَيرٍ وَ تُخْرِسَ عَنّى كُلَّ ناطِقٍ بِشَرٍّ وَ تَكُفَّ عَنّى كُلَّ باغٍ وَ تَكْبِتَ عَنّى كُلَّ عَدُوٍّ لى وَ حاسِدٍ وَ تَمْنَعَ مِنّى كُلَّ ظالِمٍ وَ تَكْفِيَنى كُلَّ عاَّئِقٍ يَحُولُ بَيْنى وَ بَيْنَ حاجَتى وَ يُحاوِلُ اَنْ يُفَرِّقَ بَيْنى وَ بَيْنَ طاعَتِكَ وَ يُثَبِّطَنى عَنْ عِبادَتِكَ يا مَنْ اَلْجَمَ الْجِنَّ الْمُتَمَرِّدينَ وَ قَهَرَ عُتاةَ الشَّياطينِ وَ اَذَلَّ رِقابَ الْمُتَجَبِّرينَ وَ رَدَّ كَيْدَ الْمُتَسَلِّطين عَنِ الْمُسْتَضْعَفينَ اَسئَلُكَ بِقُدْرَتِكَ عَلى ما تَشاَّءُ وَ تَسْهيلِكَ لِما تَشاَّءُ كَيْفَ تَشاَّءُ اَنْ تَجْعَلَ قَضاَّءَ حاجَتى فيما تَشاَّءُ.

پس از نجوا نمودن این دعا، فرد به سجده رود و دو طرف صورت خود را بر روی زمین و خاك بگذارد و بگوید:

اَللّهُمَّ لَكَ سَجَدْتُ وَ بِكَ امَنْتُ فَارْحَمْ ذُلّى وَفاقَتى وَاجْتِهادى وَ تَضَرُّعى وَ مَسْكَنَتى وَ فَقْرى اِلَيْكَ يا رَبِّ .

توصیه شده است که در سجده اشک ریخته شود ولو به اندازه سر سوزنی که این علامت استجابت دعا می‌باشد. ان شاء الله

التماس دعا


+ نوشته شده در  شنبه 6 مرداد1386ساعت 0:15 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 
انظروا ذوى ارحامكم، فصلوهم يهون الله عليكم الحساب»؛ خويشاوندانتان را دريابيد و پيوند خويش با آنان را استوار گردانيد تا خداوند روز قيامت حسابرسى را بر شما سبك و آسان گيرد. (1)
و در راستاى همان استوار ساختن پيوند برادرى و نيز دورى از قهر و تفرقه، نخست پيوند با خويشاوندان مورد تاكيد قرار گرفته است. خداوند درباره "صله رحم" يعنى پيوستن به خويشاوندان، چنين مى‌فرمايد: "انما يتذكر اولوالالباب الذين يوفون بعهدالله ولا ينقضون الميثاق. و الذين يصلون ما امر الله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون سوء الحساب"(رعد/ 21- 19)؛ خداوند فقط به خردمندان تذكر مى‌دهد و هشيارشان مى‌سازد، همان كسانى كه به عهد الهى وفادار مى‌مانند و پيمان خويش با خدا را نمى‌شكنند. آنان كه به آنچه خداوند فرمان داده است كه بپيوندند، مى‌پيوندند و از پروردگارشان مى‌ترسند  از بدی حساب در روز قیامت هراس دارند . و پس از بيان ويژگي‌هاى ديگرى از اين گروه خردمندان، ادامه مى‌دهد: "و الذين ينقضون عهدالله من بعد ميثاقه و يقطعوا ما امر الله به ان يوصل و يفسدون فى الارض اولئك لهم اللعنة و لهم سوء الدار(رعد/ 25)؛ و كسانى كه پس از پيمان بستن با خداوند، پيمان مى‌شكنند و پيوند خويش با خويشاوند مى‌گسلند و در زمين فساد و تباهى مى‌كنند، لعنت و نفرين خدا بر آنان باد و جايگاهى دردناك بهره و نصيبشان!

حضرت اميرالمومنين در يكى از سخنان خود، به يكى از ثمرات صله رحم اشاره فرموده است، به همان مطلبى كه از رسول خدا شنيده است. امام صادق از پدران خويش، از حضرت على عليه السلام نقل مى‌كند كه آن جناب از قول پيامبر فرمود: صله رحم حسابرسى روز قيامت را آسان مى‌كند و از مرگ دلخراش پيشگيرى مى‌نمايد. «عن ابى عبدالله، عن آبائه، عن على - عليهم السلام - قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: صلة الرحم تهون الحساب و تقى ميتة السوء.»(2)    

مضمون فوق اينگونه هم نقل شده است: عن ابى جعفر عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله بر ّالوالدين و صلة الرحم يهونان الحساب. ثم تلا هذه الايه: "والذين يصلون ما امر الله به ان يوصل و يخشون ربهم و يخافون و الحساب."(3) سفارش به صله رحم آنقدر فراوان است و روايات نقل شده در اين زمينه چنان زياد، كه در اين مختصر جز به برخى از آن بيانات راهگشا نمى‌توان اشاره كرد: پيامبر درباره تاثير صله رحم بر فراوانى و تاخير اجل فرمود: هر كس كه شادمان و مسرور مى‌شود از اين كه روزى‌اش فراوان شود و اجلش دير فرارسد پس بايد كه صله رحم كند. «من سره ان يبسط له فى رزقه، و ينسا له فى اجله فليصل رحمه.»(4)    

امام باقر عليه السلام نيز درباره تاثيرات صله رحم فرمود: صله ارحام اعمال دينى آدمى را پاكيره مى‌سازد و دارايى را فزونى مى‌بخشد و بلا را برطرف مى‌سازد و حساب روز قيامت را آسان مى‌كند و مرگ را به تأخير مى‌اندازد. (قال ابوجعفر عليه السلام، صلة الارحام تزكى الاعمال و تنمى الاعمال، و تدفع البلوى، و تيسر الحساب و تنسى ء فى الرزق.) (5)              

صله رحم داراى مراتبى است. پيامبر صلى الله عليه و آله در اين باره فرمود: صله رحم كن، هر چند به شربتى از آب، برترين چيزى كه مى‌توان به وسیله آن صله رحم كرد بازداشتن ديگران از آزار اوست. در دنيا صله رحم كنيد، هر چند به يك سلام. (قال رسول الله صلى الله عليه و آله: صل رحمك و لو بشربه من ماء و افضل ما يوصل به الرحم كف الاذى عنها. و قال صلى الله عليه و آله: صلوا ارحامكم فى الدنيا و لو بسلام.)(6)   

آثار صله رحم چنان است كه همه را در برمى‌گيرد. چنانچه حضرت على علیه السلام از پيامبر اکرم نقل مى‌كند كه فرمود: صله رحم سرزمين‌ها را آباد مى‌كند و عمرها را طولانى مى‌سازد، هر چند كه اهل آن سرزمين خوبان نباشند. (عن على عليه السلام قال: قال رسول الله صلى الله عليه و آله: صله الرحم تعمر الديار و تزيد فى الاعمار، و ان كان اهلها غير اخيار.) (7)           

همچنين از پيامبر نقل است كه فرمود: ان القوم ليكونون فجره ولا يكونون برره. فيصلون ارحامهم فتنمى اموالهم و تطول اعمارهم"؛ شرط صله رحم عمل متقابل نيست. يعنى ما وظيفه داريم صله رحم كنيم، هر چند متقابلا اين امر صورت نگيرد.

دستور صريح در اين مورد اين است كه اميرالمومنين فرمود: به خويشاوندان بپيونديد، هر چند آنها از شما بگسلند. (صلوا ارحامكم و ان قطعوكم. و قال ابوذر: اوصانى رسول الله صلى الله عليه و آله ان اصل رحمى و ان ادبرت.)(8)                   

به همان شدت و اهميت كه درباره صله رحم سخن گفته‌اند، درباره قطع رحم نهى اكيد فرموده، و آثار سوئى براى آن برشمرده‌اند. از جمله آن كه:

- قاطع رحم به بهشت نمی‌رود. (9)          

- قطع رحم موجب سرعت مرگ و كوتاهى عمر مى‌شود. (10)        

- قطع رحم دارايي‌ها را به باد مى‌دهد. (11)                  

- سرزمين‌ها را ويران مى‌سازد. (12)                        

- نسل آدمى را منقطع مى‌كند. (13)            

              

پی‌نوشت‌ها:

1- نهج البلاغه، وصیت حضرت به امام حسن علیه السلام.

2- بحارالانوار، ج 71، ص 94.

3- تفسير عياشى، ج 2، ص 223 .

4- بحار الانوار، ج 71، ص 9.

5- اصول كافى، ج 2، ص 150.

6- بحارالانوار، ج 71، صص 103 و 104.

7- بحارالانوار، ج 71، ص 94.

8- بحارالانوار، ج 72، صص 91 و 92 .

9- بحارالانوار، ج 71، ص 91.

10- بحارالانوار، ج 71، ص 94 و 138.

11- بحارالانوار، ج 71، ص 138.

12- بحارالانوار، ج 71، ص 134.

13- بحارالانوار، ج 71، ص 134. 

منبع:

کتاب آخرين ديدار، نادر فضلي .

+ نوشته شده در  جمعه 5 مرداد1386ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

دل من بی سر و سامان وصال است هنوز 

 

دیده ها محو تماشای جمال است است هنوز

 

در تب و تاب رسیدن به کمالم، آری          

 

دل من تا برسد میوه ی کال است هنوز

 

آرزویم شده یک لحظه تماشای رخت            

 

هدف از دیدن تو لمس کمال است هنوز

 

سوختم تا که ببینم رخ زیبای تو را               

 

الف قامت از این واقعه، دال است هنوز

 

خواستم تا که در این خانه قبولم بکنی            

 

بروم از در این خانه محال است هنوز

 

از فراق رخ تو جان به لبم آمده است         

 

کی رسم من به وصال تو سوال است هنوز

 

                                                شاعر کوچولو


+ نوشته شده در  چهارشنبه 27 تیر1386ساعت 3:14 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
گفتم که خدا مرا مرادی بفرست

طوفان زده ام راه نجاتی بفرست

فرمود که با زمزمه ی یا مهدی

نذر گل نرگس صلواتی بفرست  


+ نوشته شده در  جمعه 8 تیر1386ساعت 2:17 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
من نمیگویم چه شد...

گویند در چشم علی سیل دشمن بود پیدا...

فاطمه آنجا نبود ...


+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 6:52 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 27 خرداد1386ساعت 6:41 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

... ساعتی از روز نگذشته بود.در محل كارم نشسته بودم که از یکی از غزیزانم پيامي به دستم رسيد.پيام ناقص بود و من نفهيدم منظور ايشان از اين پيام چيست ، تا اينكه  حدود ساعت ۲:۳۰ بعدازظهر سيل پيامهاي تسليت و ابراز ناراحتي و غم دوستداران اهل بيت (عليهم السلام) به ويژه امام عصر(ارواحنافداه) بود كه به دستم ميرسيد . تازه آن هنگام بود كه فهميدم چه شده و چه مصيبتي رخ داده است...

اشک از مژگان من  آویخته        با نفسهایم غمی آمیخته

ایستاده مهدی صاحب زمان          پای آن گلدسته های ریخته...

...اي كاش زمين دهان باز ميكرد...اي كاش آسمان خون ميگريست...اي كاش زنده نمي بوديم كه اينهمه غربت و تنهايي پدر را تحمل كنيم،و اي كاش... 

پس حال كه از ما جز دعا براي ظهور آن يگانه ي دوران و اميد قلب شكسته ي مادرمظلومان كاري ديگر ساخته نيست،دستان خود را عاجزانه و از روي نياز به درگاه خالق بي نيازدراز نموده و ظهور حضرتش را خواستار مي شويم.

اللهم عجل لوليك الفرج

عكسبرداري هوايي از تخريب كامل حرم عسكريين


+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 خرداد1386ساعت 11:36 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

                             

السلام عليك

ايتها الصديقه الشهيده

 

شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) حقيقتي انكار ناپذير

 

مقدمه

ما هرگز منكر غصه ها و گريه هاي جانگداز صديقه طاهره (س) در سوگ رحلت پدر بزرگوارشان, رسول خدا (س) نيستيم.

ما نيز مي پذيريم و باور داريم كه آن سوز و گدازها در غم فقدان رسول خدا (س), تاثير جانكاهي بر جسم و جان حضرت فاطمه (س) نهاده است.

اما انچه به شدت با آن مخالفيم, (بزرگ نمائي انحصار گرايانه) اين بخش از رنج هاي فاطمه زهرا (س) است؛ چرا كه اين قبيل تاكيد ها را تلاشي براي به فراموشي سپردن ساير رنج هاي جسمي و روحي آن حضرت (س) مي دانيم.

محدود نمودن (دلايل رحلت حضرت زهرا (س)) به رنج هاي ناشي از فراق رسول خدا (س) و غفلت از ساير عوامل تاثير گذار بر رنجوري جسم شريف ايشان, جفايي نابخشودني در حق زهراي اطهر (س) مي باشد كه در نهايت, به انكار (شهدت ايشان) مي انجامد.

ما در بين پذيرش تاثير عميق اندوه بي پايان صديقه طاهره (س) در فقدان رسول خدا (ص), بر نقش آفريني عوامل بسيار مهم ديگري در رحلت حضرت زهرا (س), تاكيد ويژه مي ورزيم.

در ضمن يادآور مي شويم كه در صفحات تاريخ, هيچ نشانه اي از ضعف جسماني حضرت زهرا (س) تا قبل از حوادث سال يازدهم هجري به چشم نمي خورد[1] و بر خلاف آنچه برخي پنداشته اند[2] (نصوص تاريخي), حاكي از قوت جسماني حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد.[3]

 

آشنايي با عوامل تاثيرگذار بر رنجوري جسم شريف صديقه طاهره (س)

دورنمايي از لطمات جسمي و روحي صديقه طاهره (س)

ابن قوقويه (متوفي 367)

در كتاب (كامل الزيارات) (ص 333) نقل مي كند:

 ] عن ابي عبدالله الصادق (ع): قال جبرئيل خطاباً للنبي (ع):[ و اما ابنتك فتظلم و تحرم و يوخذ حقها عصبا الذي تجعله لها و تضرب و هي حامل و يدخل علي حريمها و منزل ها بغير اذن, ثم يمسها هوان و ذل, ثم لا تجد مانعاً و تطرح ما في بطنها من الضرب و تموت من ذلك الضرب

] از امام صادق (ع): جبرئيل خطاب به رسول خدا (ص) گفت:[ و اما دخترت؛ مورد ستم واقع مي شود و محروم مي گردد و حقش غاصبانه گرفته مي شود؛ همان حقي كه تو برايش قرار مي دهي.

و در حالي كه باردار است, او را مي زنند و به حريم و خانه اش بدون اجازه وارد مي شوند. سپس ] از جهت ورود مهاجمان به خانه اش[  به او خواري و ذلت مي رسد, بعد هم ] مدافع و[ بازدارنده اي نمي يابد و به جهت كوفته شدن, فرزندي را كه در بطن دارد, فرو مي اندازد و به دليل آن ضربه, از دنيا مي رود

عامل يكم)

همانطور كه تاكيد نموديم, نخستيم عامل موثر, غصه ها و گريه هاي ناشي از اندوه رحلت رسول خدا (ص) بود؛ اندوهي كه ما هرگز به عمق آن پي نخواهيم برد.

عامل دوم)

دومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از مظلوميت, غربت و تنهايي وصي بر حق رسول خدا (ص) , يعني اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) بود.

ابن شهرآشوب (متوفي 588)

در كتاب (مناقب آل ابي طالب) (جلد 2, صفحه 205, چاپ: مكتبه العلميه) نقل مي كند:

دخلت ام سلمه علي فاطمه (س) فقالت لها:

كيف اصبحت عن ليلتك يا بنت رسول الله (ص)؟ قالت:

اصبحت بين كمد و كرب, فقد النبي و ظلم الوصي. هتك ـ والله ـ حجابهام سلمه بر فاطمه (س) وارد شد و به وي گفت:

اي دختر رسول خدا (ص)! شب خود را چگونه صبح نمودي؟

فرمود: ميان غصه و غم به صبح رساندم. ] غصه[ فقدان پيامبر و ] غم و اندوه[  ظلم به جانشين وي.

به خدا سوگند! حرمت وصي پايمال شد

عامل سوم)

سومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از تحقير شخصيت والامقام حضرت فاطمه زهرا (س) توسط خليفه وقت و اطرافيانش بود.[4]

طبرسي (متوفي قرن 6)

در كتاب (احتجاج) (جلد 1, صفحه 107) نقل مي كند:

] حضرت فاطمه زهرا (س) پس از اتمام خطبه فدك فرمودند:[

ليتني مت قبل هينتي[5] و دون ذلتي[6]

كاش پيش از ] روز[ خواري و سقوطم مرده بودم

جمع بندي عوامل فوق

لطمات روحي صديقه طاهره (س) تنها به غم و اندوه جانسوز از دست دادن رسول خدا (ص) منحصر نبوده است؛ بلكه بايستي بر اين غصه جانگداز, دو اندوه جانكاه ديگر را هم افزود.

عامل چهارم)

چهارمين عامل موثر ـ كه در راس همه عوامل قرار دارد ـ صدمات جسماني ناشي از هجوم به (بيت فاطمه (س) ) و ضرب و جرح شديد صديقه طاهره (س) بود.

به عبارت ديگر, رنجوري جسم شريف حضرت فاطمه (س) تنها ناشي از لطمات روحي ايشان نبوده است و تاثيرگذاري عميق صدمات جسماني بر رنجوري جسم شريف ايشان را نبايد از ياد برد.

مسعودي (متوفي 346)

در كتاب (اثبات الوصيه) (صفحه 154) نقل مي كند:

و ضغطو سيده النساء بالباب حتي اسقطت محسناً

و چنان بر سرور زنان در آستانه در فشار وارد كردند كه محسن را فرو انداخت

قاضي نعمان مغربي (متوفي 363)

در كتاب (دعائم الاسلام) (جلد 1 صفحه 232) نقل مي كند:

] عن ابي عبدالله جعفربن محمد الصادق (ع) عن ابيه (ع): قال:[

ان رسول الله(ص) اسر الي فاطمه (س) انها اولي ] اول[ من يلحق به من اهل بيته فلما قبض و نالها من القوم ما نالها لزمت الفراش و نحل جسمها و ذاب لحمها و صارت كالخيال.

] از امام جعفربن محمد صادق از پدرش (ع) كه فرمود:[

رسول خدا (ص) به فاطمه (س) محرمانه فرمود كه وي نخستين شخص از اهل بيت اوست كه به ايشان مي پيوندد.[7]

بعد, وقتي آن حضرت (ص) رحلت فرمودند و از طرف جماعت به آن بانو آن آسيب ها رسيد, در بستر افتاد و جسمش ضعيف گشت و گوشت ] بدن[ وي آب شد ]: به تدريج لاغر شد[ و مانند شبحي گرديد.

شيخ طوسي (متوفي 460)

در كتاب (تلخيص الشافي) (جلد 3, ص 156) نقل مي كند:

والمشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعه ان عمر ضرب علي بطنها حتي اسقطت

و مشهوري كه در ميان شيعه هيچ اختلافي در آن نيست, آن است كه عمر چنان ضربه اي بر شكم آن بانو وارد كرد كه سقط جنين نمود

طبري امامي (متوفي قرن 5)

در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 27, چاپ جديد: صفحه 104) نقل مي كند:

فلما قبض رسول الله (ص) و جري ما جري في يوم دخول القوم عليها دارها و اخراج ابن عمها اميرالمومنين (ع) و ما لحقها من الرجس اسقطت به والداً تماماً و كان ذلك اصل مرضها و وفاتها.

وقتي رسول خدا (ص) جان سپرد و آن ماجراها در روز وارد شدن جماعت به خانه آن بانو و بيرون كشيدنپسر عمويش اميرالمومنين (ع) و آن بلايي كه از ناحيه آن مردبه او رسيد, اتفاق افتاد؛ فرزند كاملي را سقط كرد و اين مسئله, ريشه بيماري و وفات آن بانو بود.

علامه حلي (متوفي 726)

در كتاب (شرح التجريد) (صفحه 376) نقل مي كند:

و ضربت فاطمه (س) فالقت جنيناً اسمه محسن

و فاطمه (ع) كتك خورد و كوفته شد, لذا جنيني را كه نامش محسن بود, فرو انداخت

 

نتيجه گيري

از بررسي عوامل رنجوري صديقه طاهره (س)

حضرت فاطمه (س) در مسير دفاع از اميرالمومنين (ع) متحمل لطمات روحي و بهع ويژه صدمات جسماني شديدي شدند و (علت اصلي) رحلت ايشان, ضرب و جرح هاي ناشي از هجوم هواداران خليفه به (بيت فاطمه (س) ) بود.

طبري امامي (متوفي قرن 5)

در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 45, چاپ جديد: صفحه 134) نقل مي كند:

] عن ابي بصير عن ابي عبدالله (ع): قال:[

 و كان سبب وفاتها ان قنفذواً مولي عمر لكزها بنعل السيف بامره, فاسقطت محسناً و مرضت من ذلك مرضاً شديداً

]  از ابو بصير از امام صادق (ع) كه فرمودند:[

 و دليل وفات آن بانو اين بود كه قنفذ ـ غلام عمر ـ به دستور او با نعل شمشير ]: آهني كه انتهاي غلاف شمشير است[ بر آن بانو به شدت ضربه اي زد؛ لذا محسن را سقط نمود و از اين جهت, به سختي بيمار شد

كفعمي (متوفي 905)

در كتاب (مصباح) (صفحه 522) نقل مي كند:

ان سبب وفاتها (ع) هو انها ضربت و اسقطت.

همانا سبب درگذشت آن بانو اين است كه وي ضربه خورد, كوفته شد و سقط جنين كرد.

 

با توجه به آن چه ملاحظه فرموديد, به حق بايد رحلت و درگذشت صديقه طاهره (س) را (شهادت) ناميد.

 

طبرسي (متوفي قرن 6)

در كتاب (احتجاج) (جلد1, صفحه 83) نقل مي كند:

و حالت فاطمه (ع) بين زوجها و بينهم عند باب البيت فضربها قنفذ بالسوط علي عضدها, فبقي اثره في عضدها من ذلك مثل الدملوج من ضرب قنفذ اياها فارسل ابوبكر الي قنفذ اضربها, فالجاها الي عضاده بيتها, فدفعها فكسر ضلعاً من جنبها و القت جنيناً من بطنها, فلم تزل صاحبه فراش حتي ماتت من ذلك شهيده

فاطمه (س) در آستانه در, بين همسرش و آنان ]: مهاجمان[ مانع شد و قنفذ با شلاق بر بازوي آن بانو كوبيد و اثر آن, بر بانوي وي مثل بازوبند باقي ماند.

و ابوبكر, سراغ قنفذ فرستاد كه او را بزن!

لذا آن بانو را به سمتي از خانه اش پرت كرد و استخوان دنده اي از پهلويش را شكست و آن بانو جنيني را از بطنش فرو انداخت.

سپس پيوسته در بستر افتاده بود تا بر اثر آن ] لطمات[, شهيد از دنيا رفت

 

تعريف شهادت

و انطباق آن بر رحلت صديقه طاهره (س)

محمد صالح مازندراني (متوفي 1081 يا 1086)

در كتاب (شرح الكافي) (جلد 7, صفحه 207 , چاپ: اسلاميه) نقل مي كند:

الشهيد من قتل من المسلمين في معركه القتال المامور به شرعاً. ثم اتسع فاطلق علي كل من قتل منهم ظلماً كفاطمه (س) اذ قتلوها بضرب الباب علي بطنها و هي حامل فسقط حملها فماتت لذلك.

شهيد, شخصي از مسلمانان است كه در معركه جنگي كه شرعاً به آن مامور شده است, كشته شود.

سپس اين اصطلاح گسترش يافت و بر هر مسلماني اطلاق مي شود كه مظلومانه كشته شود؛ مانند فاطمه (س) كه او را با كوبيدن در بر شكمش ـ در حالي كه باردار بود ـ به قتل رساندند؛ لذا فرزندش را سقط كرد و به همين دليل جان سپرد.

 

بر اساس همين مبنا, در احاديث اهل بيت (ع) از حضرت زهرا (س) با وصف (شهيده) ياد شده است.

براي مثال:

ثقه الاسلام كليني (متوفي 329)

در كتاب (اصول كافي) (جلد 1 , ص 458) نقل مي كند:

] عن علي بن جعفر عن اخيه ابي الحسن (ع): قال: [

ان فاطمه صديقه شهيده.

] از علي بن جعفر از برادرش ابوالحسن (امام كاظم (ع) ) كه فرمود:[

همانا فاطمه صديقه اي شهيده است.

 

توصيف صديقه طاهره (س) به (مقتوله),

تاكيدي ديگر بر وقوع شهادت

 

شيخ صدوق (متوفي 381)

در كتاب (امالي) (صفحه 100, چاپ: بيروت)

جويني شافعي (متوفي 722)

در كتاب (فرائد السمطين) (جلد 2, صفحه 35, چاپ: محمودي) مقل مي كنند:

] عن النبي (ص): قال:[

 پس ] فاطمه (س)[ بر من با حالتي محزون, رنجيده, غمگين و در حالي كه حقش به تاراج رفته و به قتل رسيده است, وارد مي گردد

كراچكي (متوفي 449)

در كتاب (كنزالفوائد) (صفحه 63, چاپ ديگر: جلد 1, صفحه 150) نقل مي كند:

] عن مولانا الصادق (ع): قال جدي رسول اللله (ص):[

 ملعون ملعون من يظلم بعدي فاطمه ابنتي و يغصبها حقها و يقتلها.

] از مولاي ما, امام صادق (ع): جدم رسول خدا (ص) فرمود:[

ملعون است, ملعون؛ كسي كه بعد از من به فاطمه دخترم ستم روا مي دارد و حقش را غصب مي كند و او را به قتل مي رساند.

 

تذكري در پايان

همانطور كه مي دانيد, سلسله صفويه از سال 907 تا سال 1135 هجري در ايران سلطنت كردند.

جهت دفع هرگونه توهمي مبني بر اين كه عقيده به (شهادت حضرت زهرا (س) پرداخته دوران صفويه است, به سال فوت مورخان و محدثاني كه از آثار مكتوب آن ها بهره برده ايم, توجه فرماييد.

 



[1] عباس محمود عقاد در كتاب (فاطمه الزهراء والفاطميون) (چاپ دوم, صفحه 68) بر اين نكته تصريح مي نمايد.

[2] دكتر علي شريعتي در كتاب (فاطمه, فاطمه است) (صفحه 117) مي پندارد:

(فاطمه اساساً تني ضعيف داشت.)!

[3] سيد محسن امين در كتاب (اعيان الشيعه) (جلد 1 ص 307) به نقل از كتاب (مستدرك حاكم نيشابوري) بر اين نكته, تصريح مي آورد.

[4] ر.ك: شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي, ج 16, ص 214.

[5] (هينتي) از ماده (هون: خواري) مي باشد.

[6] در منبع فوق, (هينتي: راحتي ام) چاپ شده است؛ ليكن (هينتي) از لحاظ ادبيات عرب مناسب تر به نظر مي رسد.

[7] توجه: برخي نويسندگان با اتكا به (جبرگرايي در تفكرات سنيان, (علت) درگذشت زودهنگام حضرا زهرا _س) را (تحقق) اين پيش بيني رسول خدا (ص) عنوان مي نمايند!!

 انگيزه نقل و ثبت احاديثي با مضامين پيش گويي رسول خدا (ص) درباره رحلت زودهنگام حضرت فاطمه (س), توسط هواداران مكتب خلفا (از جمله: عايشه) را بايد در همين نكته مهم جستجو نمود.


+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
کاش ثانی ذره ای احساس داشت

احترام باغبان ویاس داشت

کاش زهرا پشت در تنها نبود

مادر سادات هم عباس داشت

       ***

من بی خیال حرمت مادر نمی شوم

باهر که غیر اوست برابر نمی شوم

ما راهمان ز دشمن مرتضی جداست

با دشمن  پليد برادر نمی شوم

        ***

این قدر مزن طعنه بر این احساسم

من پیرو مردانگی عباسم

بیهوده تلاش می کنی ای دشمن 

من غیرتیم به مادرم حساسم

        ***

 نام علی مرتضی ذکر مدام ماست

لعن سه خصم فاطمه در مرام ماست

ما رامحبت علی و آل او بس است

دشمن برو بمیر که حیدر امام ماست


+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 9:34 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

          ** مـن کـه تـنـهـا دخــتـر پـیـغـمـبــرم **
                                      ** پـشت این در، پیش مـرگ حـیـدرم **

          ** فاطمه (س) تنها طرفدارعلی(ع) ست **
                                      ** درهجوم دشمنان یار علی (ع) ست **

          ** آنکه بـاشد مـرد ایـن سـنـگر مـنم **
                                      ** اولـیـن قــربـانـی حـــیــدر(ع) مـنــم **

          ** چـشـم پوشـیدم، ز جـان خـویـشتن **
                                      ** ای مـغـیـره هر چه میخواهی بزن **

          ** ایـن در کـاشـانـه، ایـن پهلوی من **
                                      ** ایـن غـلاف تـیـغ، این بـازوی من **

          ** من به جان زخم علی(ع) را میخرم **
                                      ** گـو چـهــل نـامـرد ریـزد بـر ســرم **

          ** گـر برآیــد شـــعـله از کـاشــانه ام **
                                      ** یـا کـه گــردد قـتـلـه گاهم خـانه ام **

          ** گـر شـــود پـرپـر، ز جــور قـاتـلــم **
                                      ** غــنــچـه نـشــکـفـتـه در بـاغ دلــم **

          ** گـر شــود در پـشت در جان بر لبم **
                                      ** افـتـم از پــا پـیـش چــشـم زیـنـبــم **

           ** بـاز مـیــگــویــم بــه آوای جــلــی **
                                      ** یاعـلی(ع) و یاعـلـی(ع) و یاعـلـی(ع) **


+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 9:11 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 7:31 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

          السلام علیک یا صدیقه الشهیده

ای کاش فدک اینهمه اسرار نداشت

ای کاش مدینه در و دیوار نداشت

فریاد دل محسن زهرا اینست:

ای کاش در سوخته مسمار نداشت...


+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 خرداد1386ساعت 6:56 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

یا صاحب الزمان

بی نان و آب می توان زیست

بی تو زیستن،نتوان


+ نوشته شده در  جمعه 4 خرداد1386ساعت 1:7 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 
سلام علي آل ياسين.آقاي مهربانم باز جمعه سپري شد و تو نيامدي .باز ما را با بي كسي تنها گذاشتي .
امام من باز هم يتيمي؟
امام من باز هم تنهايي؟
اما ما همچنان منتظر مي مانيم.
آقا ياريمان كن تا منتظران خوبي باشيم.
آقا ياريمان كن تو را بشناسيم كه اگر نشناسيم ((ظللت عن ديني)).
آقا برايمان دعا كن تا دو چهره نباشيم.
آقا اگر با خواندن نامه عملم ،امروز دلت شكست ،عذر مي خواهم.دعا كن تا خدا مرا ببخشد.


+ نوشته شده در  شنبه 25 فروردین1386ساعت 1:0 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

به نام حضرت دوست که هرچه داريم از اوست .

چه کنم تا تو بيايي غم دل با تو بگويم            ره حق را بنمايي ، قدمي با تو بپويم

عمر بي حاصل خود را به تباهي گذراندم        ولي با اين همه من باز ، نشان از تو بجويم

تپش قلب وجودم ضربان از تو بگيرد            باز هم آتش عشقت ميهمان گشته به کويم

شيفتگان هر بامداد ، با ياد او سر از خواب برمي دارند و شبانگاهان از هجر روي او ديده تر مي سازند که اين ستاره تابان از پس پرده غيبت به در آيد و خاک مقدمش توتياي دلدادگان شود . حال که دلهاي مشتاقان در فراق و انتظار مقدم کسي مي طپد که شمع وجودش ، محفل آراي بزم وجود است و درياي جودش ، روح بخش هر موجود چه زيبنده است که انتظار را به زبان محدود نکرده و از جان و دل يعني با تک تک اعضاء و جوارح خود ظهورش را از حضرت حق عاجزانه مسئلت و در اين راه خلوص نيت ، عزمي راسخ ، معرفتي حقيقي و صبر و شکيبايي پس از ترک معصيت و ثابت قدمي در آن طريق و همچنين دين و ايمان و ارادة خود قلب خود را مطيع آن حضرت سازيم و حب آن که ولايتش بر ما واجب است را در خانة دل جاي داده ، بيزاري خود را از دشمنانش اعلام کنيم . با او پيمان ببنديم که تا ظهور حضرتش از پاي نخواهيم نشست و تا آخرين لحظه با زبان ، قلب ، عمل و تفکر خود او را ياري کرده و هرگز تنها نخواهيم گذاشت که اولين قدم در جوامع امروزي ما ، که بر هر فرد اعم از پير و جوان ، زن و مرد ، دانشجو و طلبه و . . . واجب و امري است حياتي ، احياي امر به معروف و نهي از منکر است که مدتهاست رنگ کهنگي به خود گرفته و همان است که به نظر اين جانب علاوه بر مشکلات ايجاد شده در جهان، ظهور آن حضرت را به تأخير انداخته است . به اميد آن روزي که اين فريضة واجب الاجرا و حياتي دوباره در جهان زنده شود از خداوند منان خواستاريم که با عنايت خود ، در آغاز خود حقيقي را به ما بشناسد و بعد از آن رسول و خاندان او را که با وجود اين ستارگان هدايت امام زمان (عج) خود را کاملاً درک کرده و مرگ ما به مرگ جاهليت نباشد .

انشاءالله

 

قابل توجه مخالفان تبری از دشمنان خدا و رسول که بذر نفاق را آن منافقان از صدر اسلام در دل امت اسلامی کاشتند و باعث و بانی خونریزی های متعدد و شیعه کشی گردیدند.

اللهم عذّبهم عذابا یستغیث منه اهل النار

آمین


+ نوشته شده در  سه شنبه 21 فروردین1386ساعت 7:42 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

+ نوشته شده در  شنبه 18 فروردین1386ساعت 1:27 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

اِبن فَهّد الحِلي ، عن المولى السيد المرتضى العلامة بهاء الدين علي بن عبد الحميد النسابة بإسناده إلى المُعلّى بن خُنَيس‌، عن الصادق (عليه السلام):

إِنَّ يَومَ النيروز هو اليومُ الذي أَخذَ فيه النبيِ (صلى الله عليه و آله و سلم) لِأمير المؤمنين (عليه السلام) العهدَ بِغديرِ خُم فَأقروا لَه بِالوِلايةِ فَطوبَى لِمَن ثَبتَ عَلَيها وَ الوَيلُ لِمَن نَكَثَها،

وَ هُو اليومُ الذي وَجَّهَ فِيهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله و سلم) عَلِيَّا (عليه السلام) إلى واديِ الجنِّ فَأخذَ عَلَيهِم العُهودَ وَ المَواثِيقَ ،

وَ هُو اليَومُ الذي ظَفَرَ فِيهِ بِأهل النَهرَوان،

وَ هُو اليومُ الذي يَظهَرُ فِيهِ قَائِمُنا أهلَ البيتِ وَ وُلاةُ الأَمرِ وَ يَظفَرُهُ اللهُ تَعالى بِالدَّجّالِ فَيَصلبُهُ عَلَى كِناسَةِ الكُوفَة

وَ مَا مِن يَومِ نوروزٍ إلا نَحنُ نَتَوَقَّعُ فِيهِ الفَرجَ لِأنَّهُ مِن أَيّامِنا حَفَظَتهُ الفُرسُ وَ ضَيَّعْتُمُوهُ

وَ هُو أولُ يَومٍ مِن سَنَةِ الفُرسِ

قال المعلى: وَ أَملَى عَلَيَّ ذَلِكَ وَ كَتَبْتُهُ مِن إِمْلَائِهِ.

وَ عَن المُعَلَّى أيضاً قال:

دَخَلتُ عَلى أَبي عَبدِ الله (عليه السلام) فِي صَبيحَةِ يَومِ النِّيروز

فَقال [عليه السلام] : يَا مُعَلَّى أَتَعرِفُ هَذا اليَومَ؟

قُلتُ: لا، لكنَّهُ يَومٌ يَعظِمُهُ العَجَم، يَتَبارَكُ فِيهِ،

قَال: كَلّا وَ البَيتِ العَتيقِ الذي بِبَطنِ مَكَةَ مَا هَذا اليومِ إلا لِأمرٍ قَديمٍ أُفَسِّرُهُ لَكَ حَتى تَعلَمَهُ،

قُلتُ: تَعَلُّمي هَذا مِن عِندِك أَحَبُّ إلَيَّ مِن أَن أَعِيشَ أَبَداً وَ يَهلِكُ اللهُ أَعداءَكُم

قَال: يَا مُعلى يَوم النيروز هُو اليَوم الذي أَخذَ اللهُ مِيثاقَ العِبادِ أن يَعبُدُوهُ وَ لا يُشرِكُوا بِهِ شَيئاً وَ أن يَدينُوا بِرُسُلِهِ وَ حُجَجِهِ وَ أولِيائِهِ،

وَ هُو أولُ يَومٍ طَلَعَت فِيهِ الشَّمسُ وَ هَبَت فِيهِ الرِياحُ اللَواقِحُ وَ خُلِقَتْ فِيهِ زَهرَةُ الأرضِ،

وَ هُوَ اليومُ الذي اسْتَوَتْ فِيهِ سَفينَةُ نوح (عليه السلام) عَلَى الجُودي،

وَ هُو اليومُ الذي هَبَطَ فِيهِ جِبرئيل (عليه السلام) عَلَى النَّبي (صلى الله عليه و آله و سلم)،

وَ هُو اليومُ الذي كَسَرَ فِيهِ إبراهيم (عليه السلام) أَصنامَ قَومِهِِ،

وَ هُو اليومُ الذي حَمَلَ فِيهِ رَسولُ اللهِ (صلى الله عليه و آله و سلم) أميرَ المؤمنين (عليه السلام) عَلَى مَنكَبَيهِ حَتى رَمَى أصنامَ قُرَيشِ مِن فَوقِ البَيتِ الحَرامِ وَ هَشَمَهَا، الخبر بطوله (2) .

امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: نوروز روزي‌ست كه در آن پيامبر صلي الله عليه و آله براي حضرت علي عليه السلام در غدير خم پيمان گرفت و آنانكه آنجا بودند به ولايت آن حضرت اقرار كردند و خوشا به حال كسي كه آن را نگه‌داشت و بدا به حال كسي كه آن را زير پا نهاد.

نوروز روزي‌ست كه در آن پيامبر صلي الله عليه و آله حضرت علي عليه السلام را با وادي جنيان مواجه كرد و از آنان ميثاق گرفت.

نوروز روزي‌ست كه در آن علي عليه السلام در جنگ نهروان پيروز گشت

نوروز روزي‌ست كه در آن قائم ما اهل بيت ظاهر مي‌شود و خداوند او را بر دجال پيروز مي‌سازد

و نوروزي نيست كه ما در آن منظر فرج نباشيم چرا كه آن روز از براي ماست.

ايرانيان آن را نگاه داشتند اما شما آن را از بين برديد.

و اين [نوروز] اولين روز سال [براي] ايرانيان است.

معلي مي‌گويد: حضرت [اين مطالب را بر من] املاء كردند و من نوشتم.

و نيز معلَّي مي‌گويد:

در صبحگاه نوروز خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم

امام برمن فرمودند: معلي! آيا مي‌داني امروز چه روزي‌ست؟!

عرض كردم: نخير، ولي [همين‌قدر مي‌دانم] روزي‌ست كه ايرانيان آن را روز بزرگي مي‌دانند و گرامي‌اش داشته و در آن روز بر هم تبريك مي‌گويند.

امام فرمودند: قسم به خانه خدا كه اين روز براي امر بزرگي است كه آن را برايت شرح مي‌دهم تا بداني.

عرض كردم: يادگيري اين مطب برايم دوست‌داشتني‌تر از اين است كه عمري جاودان يابم؛ خداوند دشمنان شما را نابود سازد.

امام فرمودند: معلي! نوروز روزي‌ست كه خداوند در آن از انسان پيمان گرفت كه او را بپرستند و برايش شريك قائل نشوند و به دين فرستادگانش گروند.

نوروز روزي‌ست كه خورشيد براي اولين بار طلوع كرد و بادهاي بارور ساز وزيد و گلهاي زمين آفريده شد.

نوروز روزي‌ست كه كشتي حضرت نوح [كه سلام خدا بر پيامبر ما و خاندانش و بر او باد] [بعد از طوفان ] بر فراز كوه جودي ساحل گرفت.

نوروز روزي‌ست كه فرشته وحي، جبرائيل عليه السلام بر پيامبر اسلام نازل شد

نوروز روزي‌ست كه حضرت ابراهيم بتهاي قوم خود را شكست

و نوروز روزي‌ست كه پيامبر اكرم حضرت علي عليه السلام را بر دوش خود بلند كرد تا بتهاي قريش را در‌انداخته و درهم شكند.

_____________________________________

بحار الأنوار : 56 / 119 .


+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 2:48 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 
 سال‌هاست که در انتظار دیدن جمالت، چشم انتظاریم. به هر گلی که می‌رسیم، بوی تو را در آن جست و جو می‌کنیم. در کوچه پس کوچه‌های عشق به دنبال معشوق می‌گردیم تا شاید نشانی تو بیابیم و بتوانیم گرمای وجودت را با تمام وجودمان حس کنیم. چه زیباست لحظه‌ی وصال! یا صاحب الزمان عجّل‌الله‌تعالی‌فرجک‌الشریف! قلبم آکنده از عشق به شماست، ولی اعمالم، چیز دیگری می‌گویند. شنیده‌ام که اندرون قلب مرا می‌بینی و گرچه اعمالم باعث آزردگی خاطر شماست ولی عشق به وصال وجود نازنینت، مرا به زندگی و آینده امیدوار می‌کند.
در آن نفـس کـه بمـیرم در آرزوی تو باشم    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
قلم ناتوان است از حس و نگارش عشقی که خودم هم نمی‌توانم آن را بیان کنم.
مولای من! آن زمان که در جست و جوی شما آواره‌ی کوی و برزن هستم تا نشانی از تو بیابم، وقتی به در خیمه می‌رسم، متوجّه می‌شوم که من نیز مانند آن مرد صابونی، غرق در پستی‌هایی هستم که مانع رسیدن به وصال محبوب است.
هنگامی که به درون خود و به فطرت اولیه‌ی خویش که خداوند در نهاد همه گذاشته مراجعه می‌کنم، با چشم دل آثار و برکات شما را به خوبی می‌بینم و بارقه‌های امید در وجودم شعله‌ور می‌شود.
بهشـت عـدن اگر خـواهی بیا با ما به میخانه            که از روی خمت سوزی به حوض کوثر اندازیم
آری، جهت رسیدن به کمال عظمای الهی باید به در خانه رفت. باید خانه را پیدا کرد و در مسیر رسیدن، از سختی‌ها و نا ملایمات نترسید.

+ نوشته شده در  جمعه 17 فروردین1386ساعت 2:5 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  | 

 

سالی دیگر هم از عمرمان گذشت و یار نیامد.

سالی دیگر هم چون سالهای قبل گذشت و دلدار نیامد.

...

غم هجران و دوری و دلدادگی به او که ندیدیش، اما عاشقش هستی دردی بس جانکاه است.

می دانی که می آید...

وصفش عشقش را، عظمتش را، مهربانیش را، بزرگواریش را، کرمش را، مددش را، بسیار شنیده ای.

...

اما...

اما چه کنی که لیاقت گوشه چشمش را نداشته ای.

چون نسیم لطیف بهاری از وجودش سرشوق می شوی ولی نمی بینیش.

مدد و یاریش در لحظه لحظه ثانیه هایت به یاریت می آید و تو غافل از همراهیش.

سایه محبتش سالهاست که بر سرت است و نمی گذارد آفتاب جهل و ناامیدی صورتت را بسوزاند، اما خنکای وجودش را درک نکرده ای.

و باز در آغاز سالی نو و نوروزی دوباره در کنارمان است.

...

آیا وجودش را احساس می کنی ؟

آیا سنگینی نگاه استوارش را بر وجودت لمس می کنی ؟

آیا ترنم صدای آسمانیش را می شنوی ؟

آیا عشقش را که سالهاست از روز عزل به تو عیدی داده است در قلبت حفظ کرده ای ؟

...

آیا امسال سال ظهور اوست...

خدا می داند...

بار الهی، این هجران را به پایان رسان و عید واقعی را برایمان به ارمغان آور.

 

اللهم عجل عجل لولیک الفرج

التماس دعا


+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 
  ما دير رسيديم   

با تو آن عهد که در وادی ایمن بستیم

همچو موسی ارنی گویی به میقات بریم

ما دیر رسیدیم . اما دست خودمان نیود .

ما چگونه می توانستیم زودتر بیاییم در حالیکه بلیط تقدیرمان برای هزار و چهارصد سال بعد ، تاریخ خورده بود .

آن زمان که پیامبر اکرم (ص)در خطه غدیر خم دست امیرالمؤمنین را بلند کرد وفرمود:

«من کنت مولاه فهذا علی مولاه»

چقدر ما در عدم خون دل خوردیم و حسرت کشیدیم و آرزو کردیم که کاش در کناره آن برکه مقدس می بودیم  و  دستهای کوچکمان را  نه بر دستهای  مردانه علی (ع) که بر خاک پای علی می کشیدیم و می گفتیم :

رای آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی

و می گفتیم :

با بی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و ولدی

و می گفتیم ...

و خدا که اینهمه اشتیاق و حسرت و حرمان را در دلهای ما دید ، دلش نیامد که ما را بی ولایت بگذارد .رحمت بی انتهایش اجازه نداد که ما ر ا در برهوت هستی بی چراغ امامت رها کند .

و خدا که اینهمه اشتیاق و حسرت و حرمان را در دلهای ما دید ، غدیر را تداوم بخشید و مقرر کرد که پیامبر خاتم همچنان تا آخر عالم ایستاده بماند و هر زمان خورشیدی از منظومه ولایت را در دست بگیرد و اعلام کند که«هر که من مولای او هستم از این پس ... »

و اکنون با چشمهای دل به روشنی پیامبر را می توان دید که در کنار غدیر خلقت ایستاده است و دست بقیه الله الاعظم مهدی دوست داشتنی را در دست گرفته است و فریاد می زند : اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله

این غدیر ! این پیامبر ! و این دستهای روشن مهدی !

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 11:6 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 
 

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 10:48 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

اگر روزی او را ببینم ....

به او می گویم چه زیبا مولا علی علیه السلام  فرمود: " الانتظار اشد من الموت" انتظار شدیدتر از مرگ است.

ای عدل منتظر و ای حاضر ناظر، چشم ها به تو دوخته شده و منتظران حقیقت، همچو شمعی تا صبح ظهور درغم هجرانت می سوزند.

 چه سخت و گران است بر من اینکه ببینم همه خلق را و ترابینم : " عزیز علی ان اری الخلق و لاتری".

هر آدینه که می رسد ، دل بهانه تورا می گیرد و ما لب ها را با " ندبه" و " کمیل " متبرک کرده و رو به دریای انتظار به انتظار طلوع آفتاب می نشینیم.

ای ساقی فرج ، چشمها آنقدر در فراق تو اشک ریخته و انتظار کشیده ، دستها آنقدر طلب نور کرده و خالی مانده ، دوشها آنقدر تازیانه سنگین اهانت را بر پیکره باورهای دینی تحمل کرده که دگر توان از کف داده .

 مولای من کجا هستی که دوستانت را عزت بخشی و دشمنانت را ذلیل و خوار کنی :

" این معزالاولیاء و مذل الاعداء".

ای  سایبان  دلهای سوخته و ای انتظار اشکهای به هم  دوخته ، عاشقانت هرجمعه دیدگان خود را با اشک می آرایند و دلشان را نذر تومی کنند . هر صبح با مولایشان تجدید میثاق می کنند . کاروان دل را به غروب می برند ، زبان را  به ذکر  فرج مشغول می دارند و بر سجاده انتظار نشسته و انتظار بر دوش

می کشند ، تا شاید دعایشان مستجاب شد و، معشوق گوشه چشمی به آنها بنماید.

ای تجدید کننده احکام تعطیل شده، و ای طلب کننده خون شهید کربلا ! کجا هستی؟

 بیا و دیدگان را با ظهورت مزین کن و دریای محبت را بردل مشتاقان جاری کن

 


+ نوشته شده در  یکشنبه 12 فروردین1386ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط  M.M.T  | 

 

                                   

                                       اطاعت پذیری

 

امامت یک امام جز با اطاعت امت از او ، و پیشوایی یک رهبر جز در سایهی فرمان پذیری پیروانش ، تحقق نمیپذیرد . خدا هیچ پیامبری را نفرستاد مگر برای آنکه اطاعت شود [1].و هیچ امامی را مقرر نداشت مگر آنکه مردم را به اطاعت و فرمانبری از او فراخواند [2].

امام زمان علیه السلام اگرچه در پس پردهی غیبت است اما اراده و فرمانش در میان همه خلایق جاری و نافذ است . دستوراتش را شناخت ، فرمانهایش را باید اطاعت کرد ، حاکمیت او را باید گردن نهاد، و همینها است که زمینهی ظهور را فراهم میآورد .

او خود فرمود :

 « ولو انّ اشیاعنا وفقهم الله لطاعته ، علی اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا .»

« اگر شیعیان ما که خداوند آنان را به اطاعت خویش موفق گرداند و در وفای به عهد الهی همدل و هم پیمان میشدند ، سعادت دیدار ما از آنان به تأخیر نمیافتاد »[3] .

به راستی آیا عهد الهی چیزی جز پرستش و بندگی خداست ؟[4]  و آیا این پرستش جز با اطاعت محض ولی خدا تحقق پذیر است ؟

« خوشا به حال شیعیان مهدی علیه السلا م ، آنان که در دوران غیبت او چشم انتظار ظهور آویند و در دوران ظهورش سرسپردگان اوامر او » .[5]

منتظرین حضرت مهدی علیه السلام همان نیکبختانی هستند که اگر در حضور او باشند ،جز اطاعت نمیشناسند و جز به فرمان او کاری انجام نمیدهند و بازهم امام صادق علیه السلام میفرمایند :

« اطاعت و فرمان پذیری منتظرین از امام زمان علیه السلام افزونتر از اطاعت و فرمانبری کنیزی از مالک و مولای لو است » [6]

 


1. سوره نسا ، آیه 64

2. سوره نسا ، آیه 59

3. احتجاج ، طبرسی ، چاپ اسوه ، ج2 ، ص 602

4. ای فرزند آدم ! آیا با شما عهد نکردم که شیطان را مپرستید که دشمن آشکار شما است . و مرا بپرستید که همین است راه راست . سوره یس ، آیه 60 61

5. بحارالانوار ، ج 52 ، ص 15

6. بحارالانوار ج 52 ، ص 308


+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اسفند1385ساعت 6:5 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  |