تبليغاتX
قاصدکهای ظهور

                             

السلام عليك

ايتها الصديقه الشهيده

 

شهادت حضرت زهرا (سلام الله عليها) حقيقتي انكار ناپذير

 

مقدمه

ما هرگز منكر غصه ها و گريه هاي جانگداز صديقه طاهره (س) در سوگ رحلت پدر بزرگوارشان, رسول خدا (س) نيستيم.

ما نيز مي پذيريم و باور داريم كه آن سوز و گدازها در غم فقدان رسول خدا (س), تاثير جانكاهي بر جسم و جان حضرت فاطمه (س) نهاده است.

اما انچه به شدت با آن مخالفيم, (بزرگ نمائي انحصار گرايانه) اين بخش از رنج هاي فاطمه زهرا (س) است؛ چرا كه اين قبيل تاكيد ها را تلاشي براي به فراموشي سپردن ساير رنج هاي جسمي و روحي آن حضرت (س) مي دانيم.

محدود نمودن (دلايل رحلت حضرت زهرا (س)) به رنج هاي ناشي از فراق رسول خدا (س) و غفلت از ساير عوامل تاثير گذار بر رنجوري جسم شريف ايشان, جفايي نابخشودني در حق زهراي اطهر (س) مي باشد كه در نهايت, به انكار (شهدت ايشان) مي انجامد.

ما در بين پذيرش تاثير عميق اندوه بي پايان صديقه طاهره (س) در فقدان رسول خدا (ص), بر نقش آفريني عوامل بسيار مهم ديگري در رحلت حضرت زهرا (س), تاكيد ويژه مي ورزيم.

در ضمن يادآور مي شويم كه در صفحات تاريخ, هيچ نشانه اي از ضعف جسماني حضرت زهرا (س) تا قبل از حوادث سال يازدهم هجري به چشم نمي خورد[1] و بر خلاف آنچه برخي پنداشته اند[2] (نصوص تاريخي), حاكي از قوت جسماني حضرت فاطمه زهرا (س) مي باشد.[3]

 

آشنايي با عوامل تاثيرگذار بر رنجوري جسم شريف صديقه طاهره (س)

دورنمايي از لطمات جسمي و روحي صديقه طاهره (س)

ابن قوقويه (متوفي 367)

در كتاب (كامل الزيارات) (ص 333) نقل مي كند:

 ] عن ابي عبدالله الصادق (ع): قال جبرئيل خطاباً للنبي (ع):[ و اما ابنتك فتظلم و تحرم و يوخذ حقها عصبا الذي تجعله لها و تضرب و هي حامل و يدخل علي حريمها و منزل ها بغير اذن, ثم يمسها هوان و ذل, ثم لا تجد مانعاً و تطرح ما في بطنها من الضرب و تموت من ذلك الضرب

] از امام صادق (ع): جبرئيل خطاب به رسول خدا (ص) گفت:[ و اما دخترت؛ مورد ستم واقع مي شود و محروم مي گردد و حقش غاصبانه گرفته مي شود؛ همان حقي كه تو برايش قرار مي دهي.

و در حالي كه باردار است, او را مي زنند و به حريم و خانه اش بدون اجازه وارد مي شوند. سپس ] از جهت ورود مهاجمان به خانه اش[  به او خواري و ذلت مي رسد, بعد هم ] مدافع و[ بازدارنده اي نمي يابد و به جهت كوفته شدن, فرزندي را كه در بطن دارد, فرو مي اندازد و به دليل آن ضربه, از دنيا مي رود

عامل يكم)

همانطور كه تاكيد نموديم, نخستيم عامل موثر, غصه ها و گريه هاي ناشي از اندوه رحلت رسول خدا (ص) بود؛ اندوهي كه ما هرگز به عمق آن پي نخواهيم برد.

عامل دوم)

دومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از مظلوميت, غربت و تنهايي وصي بر حق رسول خدا (ص) , يعني اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) بود.

ابن شهرآشوب (متوفي 588)

در كتاب (مناقب آل ابي طالب) (جلد 2, صفحه 205, چاپ: مكتبه العلميه) نقل مي كند:

دخلت ام سلمه علي فاطمه (س) فقالت لها:

كيف اصبحت عن ليلتك يا بنت رسول الله (ص)؟ قالت:

اصبحت بين كمد و كرب, فقد النبي و ظلم الوصي. هتك ـ والله ـ حجابهام سلمه بر فاطمه (س) وارد شد و به وي گفت:

اي دختر رسول خدا (ص)! شب خود را چگونه صبح نمودي؟

فرمود: ميان غصه و غم به صبح رساندم. ] غصه[ فقدان پيامبر و ] غم و اندوه[  ظلم به جانشين وي.

به خدا سوگند! حرمت وصي پايمال شد

عامل سوم)

سومين عامل موثر, لطمات روحي ناشي از تحقير شخصيت والامقام حضرت فاطمه زهرا (س) توسط خليفه وقت و اطرافيانش بود.[4]

طبرسي (متوفي قرن 6)

در كتاب (احتجاج) (جلد 1, صفحه 107) نقل مي كند:

] حضرت فاطمه زهرا (س) پس از اتمام خطبه فدك فرمودند:[

ليتني مت قبل هينتي[5] و دون ذلتي[6]

كاش پيش از ] روز[ خواري و سقوطم مرده بودم

جمع بندي عوامل فوق

لطمات روحي صديقه طاهره (س) تنها به غم و اندوه جانسوز از دست دادن رسول خدا (ص) منحصر نبوده است؛ بلكه بايستي بر اين غصه جانگداز, دو اندوه جانكاه ديگر را هم افزود.

عامل چهارم)

چهارمين عامل موثر ـ كه در راس همه عوامل قرار دارد ـ صدمات جسماني ناشي از هجوم به (بيت فاطمه (س) ) و ضرب و جرح شديد صديقه طاهره (س) بود.

به عبارت ديگر, رنجوري جسم شريف حضرت فاطمه (س) تنها ناشي از لطمات روحي ايشان نبوده است و تاثيرگذاري عميق صدمات جسماني بر رنجوري جسم شريف ايشان را نبايد از ياد برد.

مسعودي (متوفي 346)

در كتاب (اثبات الوصيه) (صفحه 154) نقل مي كند:

و ضغطو سيده النساء بالباب حتي اسقطت محسناً

و چنان بر سرور زنان در آستانه در فشار وارد كردند كه محسن را فرو انداخت

قاضي نعمان مغربي (متوفي 363)

در كتاب (دعائم الاسلام) (جلد 1 صفحه 232) نقل مي كند:

] عن ابي عبدالله جعفربن محمد الصادق (ع) عن ابيه (ع): قال:[

ان رسول الله(ص) اسر الي فاطمه (س) انها اولي ] اول[ من يلحق به من اهل بيته فلما قبض و نالها من القوم ما نالها لزمت الفراش و نحل جسمها و ذاب لحمها و صارت كالخيال.

] از امام جعفربن محمد صادق از پدرش (ع) كه فرمود:[

رسول خدا (ص) به فاطمه (س) محرمانه فرمود كه وي نخستين شخص از اهل بيت اوست كه به ايشان مي پيوندد.[7]

بعد, وقتي آن حضرت (ص) رحلت فرمودند و از طرف جماعت به آن بانو آن آسيب ها رسيد, در بستر افتاد و جسمش ضعيف گشت و گوشت ] بدن[ وي آب شد ]: به تدريج لاغر شد[ و مانند شبحي گرديد.

شيخ طوسي (متوفي 460)

در كتاب (تلخيص الشافي) (جلد 3, ص 156) نقل مي كند:

والمشهور الذي لا خلاف فيه بين الشيعه ان عمر ضرب علي بطنها حتي اسقطت

و مشهوري كه در ميان شيعه هيچ اختلافي در آن نيست, آن است كه عمر چنان ضربه اي بر شكم آن بانو وارد كرد كه سقط جنين نمود

طبري امامي (متوفي قرن 5)

در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 27, چاپ جديد: صفحه 104) نقل مي كند:

فلما قبض رسول الله (ص) و جري ما جري في يوم دخول القوم عليها دارها و اخراج ابن عمها اميرالمومنين (ع) و ما لحقها من الرجس اسقطت به والداً تماماً و كان ذلك اصل مرضها و وفاتها.

وقتي رسول خدا (ص) جان سپرد و آن ماجراها در روز وارد شدن جماعت به خانه آن بانو و بيرون كشيدنپسر عمويش اميرالمومنين (ع) و آن بلايي كه از ناحيه آن مردبه او رسيد, اتفاق افتاد؛ فرزند كاملي را سقط كرد و اين مسئله, ريشه بيماري و وفات آن بانو بود.

علامه حلي (متوفي 726)

در كتاب (شرح التجريد) (صفحه 376) نقل مي كند:

و ضربت فاطمه (س) فالقت جنيناً اسمه محسن

و فاطمه (ع) كتك خورد و كوفته شد, لذا جنيني را كه نامش محسن بود, فرو انداخت

 

نتيجه گيري

از بررسي عوامل رنجوري صديقه طاهره (س)

حضرت فاطمه (س) در مسير دفاع از اميرالمومنين (ع) متحمل لطمات روحي و بهع ويژه صدمات جسماني شديدي شدند و (علت اصلي) رحلت ايشان, ضرب و جرح هاي ناشي از هجوم هواداران خليفه به (بيت فاطمه (س) ) بود.

طبري امامي (متوفي قرن 5)

در كتاب (دلائل الامامه) (صفحه 45, چاپ جديد: صفحه 134) نقل مي كند:

] عن ابي بصير عن ابي عبدالله (ع): قال:[

 و كان سبب وفاتها ان قنفذواً مولي عمر لكزها بنعل السيف بامره, فاسقطت محسناً و مرضت من ذلك مرضاً شديداً

]  از ابو بصير از امام صادق (ع) كه فرمودند:[

 و دليل وفات آن بانو اين بود كه قنفذ ـ غلام عمر ـ به دستور او با نعل شمشير ]: آهني كه انتهاي غلاف شمشير است[ بر آن بانو به شدت ضربه اي زد؛ لذا محسن را سقط نمود و از اين جهت, به سختي بيمار شد

كفعمي (متوفي 905)

در كتاب (مصباح) (صفحه 522) نقل مي كند:

ان سبب وفاتها (ع) هو انها ضربت و اسقطت.

همانا سبب درگذشت آن بانو اين است كه وي ضربه خورد, كوفته شد و سقط جنين كرد.

 

با توجه به آن چه ملاحظه فرموديد, به حق بايد رحلت و درگذشت صديقه طاهره (س) را (شهادت) ناميد.

 

طبرسي (متوفي قرن 6)

در كتاب (احتجاج) (جلد1, صفحه 83) نقل مي كند:

و حالت فاطمه (ع) بين زوجها و بينهم عند باب البيت فضربها قنفذ بالسوط علي عضدها, فبقي اثره في عضدها من ذلك مثل الدملوج من ضرب قنفذ اياها فارسل ابوبكر الي قنفذ اضربها, فالجاها الي عضاده بيتها, فدفعها فكسر ضلعاً من جنبها و القت جنيناً من بطنها, فلم تزل صاحبه فراش حتي ماتت من ذلك شهيده

فاطمه (س) در آستانه در, بين همسرش و آنان ]: مهاجمان[ مانع شد و قنفذ با شلاق بر بازوي آن بانو كوبيد و اثر آن, بر بانوي وي مثل بازوبند باقي ماند.

و ابوبكر, سراغ قنفذ فرستاد كه او را بزن!

لذا آن بانو را به سمتي از خانه اش پرت كرد و استخوان دنده اي از پهلويش را شكست و آن بانو جنيني را از بطنش فرو انداخت.

سپس پيوسته در بستر افتاده بود تا بر اثر آن ] لطمات[, شهيد از دنيا رفت

 

تعريف شهادت

و انطباق آن بر رحلت صديقه طاهره (س)

محمد صالح مازندراني (متوفي 1081 يا 1086)

در كتاب (شرح الكافي) (جلد 7, صفحه 207 , چاپ: اسلاميه) نقل مي كند:

الشهيد من قتل من المسلمين في معركه القتال المامور به شرعاً. ثم اتسع فاطلق علي كل من قتل منهم ظلماً كفاطمه (س) اذ قتلوها بضرب الباب علي بطنها و هي حامل فسقط حملها فماتت لذلك.

شهيد, شخصي از مسلمانان است كه در معركه جنگي كه شرعاً به آن مامور شده است, كشته شود.

سپس اين اصطلاح گسترش يافت و بر هر مسلماني اطلاق مي شود كه مظلومانه كشته شود؛ مانند فاطمه (س) كه او را با كوبيدن در بر شكمش ـ در حالي كه باردار بود ـ به قتل رساندند؛ لذا فرزندش را سقط كرد و به همين دليل جان سپرد.

 

بر اساس همين مبنا, در احاديث اهل بيت (ع) از حضرت زهرا (س) با وصف (شهيده) ياد شده است.

براي مثال:

ثقه الاسلام كليني (متوفي 329)

در كتاب (اصول كافي) (جلد 1 , ص 458) نقل مي كند:

] عن علي بن جعفر عن اخيه ابي الحسن (ع): قال: [

ان فاطمه صديقه شهيده.

] از علي بن جعفر از برادرش ابوالحسن (امام كاظم (ع) ) كه فرمود:[

همانا فاطمه صديقه اي شهيده است.

 

توصيف صديقه طاهره (س) به (مقتوله),

تاكيدي ديگر بر وقوع شهادت

 

شيخ صدوق (متوفي 381)

در كتاب (امالي) (صفحه 100, چاپ: بيروت)

جويني شافعي (متوفي 722)

در كتاب (فرائد السمطين) (جلد 2, صفحه 35, چاپ: محمودي) مقل مي كنند:

] عن النبي (ص): قال:[

 پس ] فاطمه (س)[ بر من با حالتي محزون, رنجيده, غمگين و در حالي كه حقش به تاراج رفته و به قتل رسيده است, وارد مي گردد

كراچكي (متوفي 449)

در كتاب (كنزالفوائد) (صفحه 63, چاپ ديگر: جلد 1, صفحه 150) نقل مي كند:

] عن مولانا الصادق (ع): قال جدي رسول اللله (ص):[

 ملعون ملعون من يظلم بعدي فاطمه ابنتي و يغصبها حقها و يقتلها.

] از مولاي ما, امام صادق (ع): جدم رسول خدا (ص) فرمود:[

ملعون است, ملعون؛ كسي كه بعد از من به فاطمه دخترم ستم روا مي دارد و حقش را غصب مي كند و او را به قتل مي رساند.

 

تذكري در پايان

همانطور كه مي دانيد, سلسله صفويه از سال 907 تا سال 1135 هجري در ايران سلطنت كردند.

جهت دفع هرگونه توهمي مبني بر اين كه عقيده به (شهادت حضرت زهرا (س) پرداخته دوران صفويه است, به سال فوت مورخان و محدثاني كه از آثار مكتوب آن ها بهره برده ايم, توجه فرماييد.

 



[1] عباس محمود عقاد در كتاب (فاطمه الزهراء والفاطميون) (چاپ دوم, صفحه 68) بر اين نكته تصريح مي نمايد.

[2] دكتر علي شريعتي در كتاب (فاطمه, فاطمه است) (صفحه 117) مي پندارد:

(فاطمه اساساً تني ضعيف داشت.)!

[3] سيد محسن امين در كتاب (اعيان الشيعه) (جلد 1 ص 307) به نقل از كتاب (مستدرك حاكم نيشابوري) بر اين نكته, تصريح مي آورد.

[4] ر.ك: شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي, ج 16, ص 214.

[5] (هينتي) از ماده (هون: خواري) مي باشد.

[6] در منبع فوق, (هينتي: راحتي ام) چاپ شده است؛ ليكن (هينتي) از لحاظ ادبيات عرب مناسب تر به نظر مي رسد.

[7] توجه: برخي نويسندگان با اتكا به (جبرگرايي در تفكرات سنيان, (علت) درگذشت زودهنگام حضرا زهرا _س) را (تحقق) اين پيش بيني رسول خدا (ص) عنوان مي نمايند!!

 انگيزه نقل و ثبت احاديثي با مضامين پيش گويي رسول خدا (ص) درباره رحلت زودهنگام حضرت فاطمه (س), توسط هواداران مكتب خلفا (از جمله: عايشه) را بايد در همين نكته مهم جستجو نمود.


+ نوشته شده در  شنبه 19 خرداد1386ساعت 10:0 بعد از ظهر  توسط  M.M.T  |